ادلب در چند ماه اخیر محل تنش و درگیری بین نظامیان کشور مبدا یعنی سوریه و نظامیان ترکیه، کشور هم مرز با سوریه شده است ادعای ترکیه از ورود به سوریه همواره پاک کردن منطقه از تروریستها بوده و ایجاد منطقهی امن برای پناه دادن به آوارگان سوری که در بحران داعش وارد ترکیه شدهاند؛ البته شوربختانه جامعه بینالمللی نیز بهنوعی نقض آشکار تمامیت ارضی را نادیده گرفته است.
از سویی دیگر چندین سال است که خاک سوریه محل هماوردی قدرتهای منطقه و فرامنطقه به بهانه بحران داعش شده که پس از خاموشی بحران داعش هم این بازیگران با موضوعاتی دیگر، بازی در زمین سوریه را ادامه میدهند. یکی از این بازیگران روسیه است؛ بازیگری که نشان داده قصد ترک بازی در زمین سوریه را نیز ندارد. مروری بر رفتار روسها در سوریه به خوبی نمایان میسازد که این کشور در بحران ادلب، سیاست دوگانهای در پیش گرفته است.
روسها تمام قد در کنار ارتش سوریه برای بازپسگیری ادلب وارد میدان شدهاند و این در حالی است که همین چند ماه پیش شاهد توافقاتی دیگر بین روسها و ترکها بر سر ادلب بودیم. تصمیماتی که در تضاد با واقعیات میدانی این چند هفته اخیر بوده است.
در این باره بیشتر بخوانید:

حداکثر قدرت، حداقل مخالفت؛ آن چه پوتین از تغییر قانون اساسی دنبال میکند.
روسیه نشان داده که در برخی از مؤلفههای قدرت همچون قدرت نظامی و سیاسی میتواند بهعنوان قدرتی فرامنطقهای قد علم کند. از همین روی بهنظر میرسد که بیش از پیش در فکر حضوری فعال و پررنگتر در منطقه باشد. روسها سعی دارند حضورشان را در سوریه حفظ کرده و در این مسیر نه به توافقات آستانه پایبندی دارند و نه اولویتی برای منافع دولت سوریه قائل هستند.
روسیه تنها به منافع خود میاندیشد.
روسیه نشان داده کشوری متفاوت با دیگر کشورهاست. این کشور در دکترین خارجی خود نه دوست همیشگی دارد و نه دشمن همیشگی و فقط منافع کوتاهمدت و طولانیمدت برایش ارجحیت دارد. سیاست دوگانهی روسها در سوریه تنه به تنه نقاط نزاع و تضاد منافع با غرب و آمریکا بهویژه در بحران اوکراین خودنمایی میکند. در این مسیر دعوت ایران از روسها برای مشارکت در فرایند بازپسگیری قدرت و کنترل ارضی به دولت بشار اسد موقعیت شایان توجهی در اختیار این کشور قرار داد. انچه مسئولین ما میبایست بدان توجه نشان دهند این است که در ساختار تصمیمگیری روسها برد – برد معنایی ندارد. بنابراین میتواند گهگاه از ایران به عنوان ابزاری برای امتیازگیری بیشتر از آمریکا هم استفاده کند و سوریه زمین مناسبی برای این کار است.
نتیجه
روسیه با سیاست دو گانه در ادلب فعلا کنار بشار اسد ایستاده و ترکیه نیز از این موضوع خود را متضرر میبیند. در همین راستا اردوغان سعی دارد با هر وسیلهای مناطق شمال و شمال شرقی را در سیطره خود داشته باشد. ایران تا کنون جز برخی از ملاحظات حقوق بشری، سکوتی منفعلانه نشان داده که میتواند حاکی از حمایتی ضمنی از روسها و اقدامات دولت سوریه در ادلب باشد. در آیندهپژوهی این تنش بهنظر میرسد که ترکیه چارهای برای عقبنشینی از خاک سوریه نداشته ولی تا جایی که امکان دارد به حمایت از گروههای تندروی مخالف بشار اسد ادامه میدهد. در این بین صدها هزار آواره سوری که رهسپار مرزهای ترکیه شدهاند میتواند اهرم فشار تعیینکنندهای در دستان ولادیمیر پوتین و بشار اسد تفسیر شود. کردها همواره از مسائل چالشبرانگیز برای ترکیهبوده است، در همین راستا ترکیه چارهای جز پذیرش دولتی قوی که بر تمام مناطق خود اعمال نفوذ و کنترل کند ندارد؛ بنابراین فارغ از جار و جنجالها و شعارهای رجب طیب اردوغان، بشار اسد باید در مناطق شمالی و شمال شرقی سوریه حضور داشته باشد. روسها این امر را میدانند.









