بسیاری هنوز معتقدند که در سال 1794 م. تقاضای مهاجران آلمانی برای تبدیل آلمانی به زبان رسمی ایالات متحده میتوانست موفقیتآمیز باشد. این که چه داستانی در آن نهفته است و چرا همهی کاسه کوزهها سر سیاستمداران آلمانی شکست، جای سؤال دارد!
در 9 ژانویه 1794، گروهی از مهاجران آلمانی در ویرجینیا درخواستی به مجلس نمایندگان ایالات متحده ارائه کردند که براساس آن خواستار انتشار متون حقوقی به زبان خود بودند. به گفتهی آنها، این امر به ادغامشان در وطن جدید؛ یعنی امریکا سرعت میبخشید.
این گروه از حمایت خوبی هم در ایالات متحده برخوردار بود؛ چرا که در حدود یک دهم از کل ساکنان ایالات متحده به این زبان صحبت میکردند. حتی در پنسیلوانیا یکی از ایالات مرکزی امریکا، بیش از سی درصد به زبان آلمانی صحبت میکردند. روندی که با این ابتکار آغاز شد، میتوانست تأثیری عمیق در تاریخ روابط آلمان و آمریکا ایجاد کند. پیامش چیزی شبیه به این است:
«زبان آلمانی تقریباً میتواند از زبان انگلیسی -که زبان رسمی جوانان آمریکایی بود- پیشی بگیرد که این واقعه با پیامدهای غیرقابل پیشبینی همراه بود، اینکه نه قدرت استعماری سابق انگلیسِ منفور؛ بلکه آلمان میتوانست به جایگاه مرجع فرهنگی در ایالات متحده تبدیل شود.»
این رویداد میتوانست اتفاقات معجزهآسایی را در تاریخ رقم بزند. امریکای آلمانی زبان شاید در جنگ جهانی اول به گروه متفقین ملحق نمیشد و چه بسا از یکسو آلمان پیروز جنگ جهانی اول میشد و به همین سبب جنگ جهانی دومی هم در کار نبود و از سویی دیگر زبان آلمانی که خودْ زبان شاعران و فیلسوفان است، به جایگاه زبان بینالمللی در جهان دگرش مییافت.
همانطور که همه میدانیم، چنین اتفاقی رخ نداد. کل داستان تنها افسانهای بیش نیست؛ افسانهی مولنبرگ! (فریدریش مولنبرگ، نخستین سخنگوی مجلس نمایندگان امریکا از ایالت پنسیلوانیا). نخست اینکه مهاجران آلمانی در ویرجینیا ذهنشان به این امر خطور نمیکرد که با این درخواست، جایگاه زبان انگلیسی بهعنوان زبان روزمرهی ایالات متحده را به چالش میکشانند. آنها بیش از هر چیز به این فکر میکردند که راهی برای درک و تفاهم پیدا کنند؛ زیرا بسیاری از مهاجران بر خلاف امروز، در مدرسهْ انگلیسی یاد نمیگرفتند. همچنین بسیاری از مهاجران سادهاندیش بهدنبال بهشتی جدید به آن سوی آتلانتیک آمده بودند. آنان از چنگال رژیمی خبیث (رژیم حاکم بر اروپا، پیش از انقلاب فرانسه) فرار کرده بودند و بهدنبال ساخت هویتی جدید بودند.
در بدو ورود از همه دردناکتر این بود که رؤیای مهاجرت به امریکا همراه با تمام رویاها و آرزوهایشان مانند حباب در هوا از بین رفت. آنها تنها در تلاش بودند كه راه خود را پیدا كنند و در بین بیگانگان روی پای خود بایستند. بسیاری از آنها بهدنبال امرار معاش در ایالتهای فقیر شمالی بهعنوان برده کار میکردند، جایی که میتوانستند به بهترین نحو از تجربه کشاورزی خود در آنجا استفاده کنند.
مهاجران ابتدا به دنبال حفظ فرهنگ و سنتهای خود در مقابل انگلیسیزبانان بودند؛ همین طرز تفکر باعث میشد که میزبانان نسبت به اکثریت آنها سوءظن پیدا کنند. بهویژه اقلیتهای مذهبی آلمانیتبار مانند آمیش و یا منونایت که با خودداریهای افراطی خود از پذیرش سبک زندگی امریکایی به این خصومتها دامن میزدند.
بیشتر بخوانید: آلمان با «فرهنگ یادآوری جنگ» چگونه برخورد می کند؟
یکی از محققان معاصر با انتقاد از آلمانیها میگوید: «تنها تعداد معدودی از کودکان آلمانی انگلیسی یاد میگرفتند.» هر چند که مقصود او میتواند کودکان مهاجر از اتریش، سوئیس، هلند و روسیه را نیز شامل شود. هیچکس به اندازهی بنیامین فرانکلین -یکی از پدران و بنیانگذاران ایالت متحده امریکا و دانشمند مشهور- این داستان را به خوبی توصیف نکرده است: «مهاجران کتابهای زیادی را از آلمان وارد میکردند … تابلوها در خیابانهای ما به هر دو زبان بود، حتی گاهی اوقات فقط به زبان آلمانی.» او همچنین اینگونه پیشبینی میکرد که «مهاجران آلمانی به زودی از ما پیشی میگیرند و همه امکاناتی را که ما در اختیار داریم، میتوانند تصاحب کنند … برای ما تنها حفظ زبانمان کافی نخواهد بود.» او همچنین هشدار میداد که «اقدامات آنها میتواند دولت ما را نیز به تنزل کشاند.»
اینگونه نمونهها کم نیستند. آن زمان حتی در مورد تمامیت اخلاقی آلمانیها نیز تردید وجود داشت. در نامههای روحانیون پورینانی (جنبشی مسیحی در بریتانیا) نوشته شده است:
«در بین مهاجرانْ فرومایگی دیده میشد. پدران همراه پسرانشان در کنار میز بازی دیده میشدند، در حالی که به دلیل دروغگویی به یکدیگر ناسزا میگویند و اتهام میزنند… و چند ساعت بعد به حالت مستی یک جا میافتادند.»

طوماری که در ژانویه 1794 از سوی مهاجران آلمانی به مجلس ارائه شد، بلافاصله با شک و تردید روبهرو شد. نخستین رئیس مجلس نمایندگان ایالات متحده امریکا، فردریک مولنبرگ، از خانوادهای آلمانی در سال 1750 در امریکا متولد شد؛ ولی او تحصیلات عالیاش را در بنیاد فرانکن در شهر هاله آلمان گذرانده بود. در سال 1779 بهعنوان نماینده پنسیلوانیا در کنگره قارهای و بعد از آن به مجلس نمایندگان ایالات متحده آمریکا راه یافت. در سال 1789 او در زمرهی امضاءکنندگان منشور حقوق ایالات متحده (Bill of Right) قرار داشت و در سال 1793 به مقام ریاست مجلس نمایندگان ایالات متحده امریکا رسید، درست در همان سال تقاضانامه آلمانیهای ساکن ویرجینیا روی میز کار او حاضر شد!
در قرن نوزردهم میلادی نویسندگان آلمانی ساکن امریکا در نمایشنامههای خود از مولنبرگ بهعنوان شرور یا خائن یاد میکردند؛ زیرا درست در زمانی که مردم کشورش به حمایت خود نیاز داشت، از این کار امتناع کرد. در پی رأیگیری طرح تصویب زبان آلمانی در امریکا، از 42 رأی، 41 رأی موافق بود که تنها یک رأی دیگر تا به تصویب رسیدن آن فاصله داشت. اینکه آیا مولنبرگ علیه این طرح رأی داده یا اینکه رأی ممتنع داد، سؤالی است که برای همیشه بیجواب مانده است.
حتی مشخص نیست که وی برای اینکه امکان داشت رأی او بهعنوان نماینده آلمانیتبار برای حمایت مردمش مورد سوءظن دیگران قرار میگرفت و از آن صرف نظر کرد، مشخص نیست.
تنها استدلالی که مولنبرگ در دفاع از رفتار خود بیان کرد، این بود که «هرچه آلمانیها بیشتر امریکایی شوند، بهتر است.» جملاتی که وی بعدا به صراحت عنوان کرد. بهترین ابزار نیز یادگیری زبان انگلیسی است.
میتوان حق با مولنبرگ باشد. در دوران ریاست او پیرو سرشماری ملی از 282 میلیون امریکایی، حدود 49،2 میلیون افراد آلمانیتبار بودند؛ به عبارتی بزرگترین گروه مهاجران را آلمانیها تشکیل میدادند. در مقابل 26،9 میلیون امریکاییِ انگلیسیتبار. با این حال رد پاهای بسیار کمی از زبان آلمانی در آنجا بر جای مانده است. بهویژه دو جنگ جهانی سهم خود را در این زمینه به خوبی ادا کردند. برای همنسلهای مارک تواین (نویسنده و طنزپرداز امریکایی قرن 17) بدیهی بود که فرزندانشان زبان آلمانی را بهعنوان زبان آموزش عالی فراگیرند.
بهعنوان آخرین اشتباه در مورد افسانه مولنبرگ: در مورد زبان رسمی در امریکا باید گفت که در آن زمان، زبان رسمی وجود نداشت و انگلیسی تنها به عنوان زبان محاوره بود. تنها برخی از ایالتها انگلیسی را به عنوان زبان رسمی معرفی کرده بودند؛ در حالی که سایرین دو یا سه گویش و زبان را بهعنوان زبان اصلی میشناختند.
…
منبع: روزنامه دی ولت









