هنری آلفرد کیسینجر سیاستمدار شهیر امریکایی- آلمانی 27 می سال 1923 در اوج دوران مشکلات اقتصادی جمهوری وایمار در نتیجه پشت سر گذاشتن جنگ ویرانگر جهانی اول متولد شد. وی که در این سالها رشد و قدرتگیری گروههای شبه نظامی و نژادپرست را درون مرزهای کشورهای اروپایی با چشمان خود دیده بود، در سال 1938 در سن 15 سالگی و یک سال پیش از شروع جنگ جهانی دوم به ایالات متحده آمریکا مهاجرت نمود و 5 سال بعد در سن 20 سالگی به ارتش ایالات متحده پیوست تا در نبرد اردن تحت فرماندهی شاخه اطلاعات نظامی واحد توپخانه شرکت نماید.
شاید کمتر سیاستمداری را در دوران معاصر بتوان از نظر دانش نظری همتا و همپایه هنری کیسینجر دانست. به واقع باید نسل فعلی و گذشته سیاستمداران غربی را از این نظر که تولد حرفه سیاسی خود را در زمانی تجربه کردند (موافق یا مخالف) حضور علمی و سیاسی کیسینجر را در صحنه علمی و سیاسی جهان درک نمودند، جزء خوششانسترین نسلهای سیاستمداران تاریخ دانست .
کیسینجر که از سنت فلسفی آلمانی الهام میگیرد، به تاریخ همچون موجودی زنده مینگرد که مسیر تکامل خود را از درون شیارهای نقش شده بر جوامع طی میکند. او با ترکیب فلسفهورزی سنتی آلمانی با نگاه راهبردی و نظامی به سبک کلاوس ویتزیاش موفق شده است که برای نخستین بار میان تحرکات راهبردی بازیگران متضاد، ارتباطی فلسفی بیابد. از سوی دیگر وی که در نوجوانی بهعنوان یک فرد یهودیْ زندگی درون یک دولت توتالیتر متخاصم فاشیستی را تجربه کرده بود، بر اثر مهاجرت به ایالات متحده با سنت روشنفکری آمریکایی ملهم از سنت روشن فکری کانتی – ویلسونیسم مبنی بر شکلدهی به نظمی جهانی متاثر از سرشت نیک بشر خو گرفته و آن را ارج مینهد.
هنری کیسینجر درکی فلسفی و راهبردی از معنای تاریخ دارد و در عین حال به دلیل تسلط بالای خود به تاریخ جهان و بهویژه تاریخ اروپا -که رساله دکتری خود را نیز در همین باب به رشته تحریر در آورده بود- میتوان نخستین شخصی دانست که مولفههای راهبردی تاریخی را برای شکلدهی به نظم آینده جهانی مشخص کرده است و در این راه یک سر و گردن از تمامی مدعیان پیش و پس از خود در این راه بالاتر قرار میگیرد.
در واقع میتوان کیسینجر را نخستین و شاید تنها سیاستمدار معاصری شناخت که حداقل در طول دو سده گذشته، فلسفه دوران روشنگری را به معنای فلسفه تاریخ در سنت آلمانیاش، در بستری از ویژگیهای ژئوپلیتیک و راهبردی گره زده است و از این رهگذر توانسته مولفههای نظری شکلگیری نظم بینالمللی قابل ارائه بهمنظور ثبات بخشیدن به نظام بینالمللی در حال شکلگیری جدید را از دل آنها استخراج نماید.
مسلما کار وی را نمیتوان تمامشده تلقی نمود و در مدت زمان باقیمانده از حیات وی نیز باید همچنان به این ماجراجویی بزرگ نگریست؛ همانطور که خود اشاره میکند:
معنای تاریخ فهمیدنی نیست؛ بلکه در هر زمانی معنای قابل کشف خود را داراست و این جستوجوی بیپایانی است که پس از من بر عهده پژوهشگران، سیاستمداران و اندیشهورزان خواهد بود.
به هر تقدیر با هر نظری که به یک عمر فعالیت علمی، عملی و سیاسی فردی مانند هنری کیسینجر داشته باشیم، چه او را مظهر شیطان بزرگ بدانیم و چه مظهر لیبرالیسم ناب ویلسونی و چه یک استراتژیست بیرحم و حسابگر، باید در یک نکته توافق داشته باشیم که خدماتی که هنری آلفرد کیسینجر به دنیای سیاست و سیاست آموختگان نموده است، اگر نه بینظیر، کمنظیر است.
…
پینوشت: تصویر یادداشت از GRANT CORNETT









