24 آبان ۱۳۹۹
کمتر از ششماه از خبر غمبار درگذشت جوان هجدهساله، کامران گودرزی در کوههای مرزی چالدران در خاک ترکیه نگذشته بود که خبر حزنانگیز غرق شدن یک خانوادهی ایرانی با سه کودک در کانال مانش میان فرانسه و انگلیس در رسانهها منتشر شد. همانطور که تصویر پیکر کودک دو سالهی سوری آیلان در سواحل ترکیه در سال ۲۰۱۵ توجه افکار عمومی در جهان و مقامات برخی کشورهای اروپایی را به مسئلهی موج پناهجویان و گستردگی فعالیت قاچاقبرها جلب کرد؛ ناپدید شدن کودک پانزدهماههی خانوادهی ایرانی به نام آرتین نیز باید تلنگری باشد برای توجه مقامات و رسانهها به روند افزایشی تعداد افرادی که تحت تأثیر شرایط اقتصادی و تبلیغات فریب گروههای قاچاق را خورده و نهتنها اموال بلکه جانشان را در این راه از دست میدهند.
در حالیکه هر روز افراد بسیاری تحت تأثیر تبلیغات رسانههای خارجی و فضای مجازی، به ویژه وعدههای گروههای قاچاق مهاجران با صرف هزینههای گزاف چند صد میلیونی پا در مسیر عبور غیرقانونی از مرزهای غربی و شمال غرب برای رسیدن به کشورهای اروپایی مانند آلمان، سوئد و انگلیس میگذارند، سکوت رسانههای رسمی داخل کشور نسبت به این پدیدهی روبهرشد، سبب شده تا افراد بدون دریافت هیچ اطلاعی از منابع قابل اطمینان و رسمی تنها با دنبال کردن اطلاعات نادرست از کانالهای غیررسمی بهویژه در فضای مجازی، برای دست یافتن به رویای زندگی بهتر در کشورهای مذکور تصمیم بگیرند.
در این مسئله میتوان مسئولیت سه گروه را مورد توجه قرار داد:
گروههای پژوهشی و دانشگاهی
در حالیکه امروزه در بسیاری از دانشگاههای جهان مطالعات متعدد و منسجمی از منظر رشتههای مختلف و حتی به صورت همکاریهای میان رشتهای بر موضوع مهاجرت از جمله مهاجرتهای اجباری صورت میگیرد، در ایران علیرغم اینکه از سال 2015 شاهد افزایش تعداد ایرانیهای پناهجو در کشور همسایه و دیگر کشورهای ترانزیت متأثر از موج مهاجرت پناهندگان سوری، عراقی و افغان به ترکیه و مرزهای اروپا هستیم، مطالعات دقیق و منسجمی بر این گروه صورت نگرفته است.
نهاد قانونگذاری و اجرایی
اگرچه تصویب «قانون مبارزه با قاچاق انسان» در سال ۱۳۸۳ مجلس شورای اسلامی، اقدامی ارزشمند در راستای حفظ کرامت انسانی و مقابله با جرم قاچاق انسان بوده است؛ ولی همچنان موضوع قاچاق مهاجران نامتعارف به عنوان پدیدهای مجزا از قاچاق انسان که با رضایت این افراد صورت میگیرد، در بستر قانونگذاری ما مغفول مانده است؛ بنابراین ضرورت توجه نهاد قانونگذاری و اصلاح مقررات این حوزه در امر پیشگیری و مقابله با قاچاق مهاجران وجود دارد. از سوی دیگر، مقابله با تجارت سیاه، رو به گسترش و پرسود قاچاق انسان و قاچاق مهاجران به دلیل پیچیدگی و گستردگی شبکههای قاچاق در فراسوی مرزها، جز با گسترش همکاری های بینالمللی و چندجانبه میسر نخواهد بود. در این راستا الحاق ایران به کنوانسیون مبارزه با جرائم سازمانیافتهی بینالمللی و پروتکلهای الحاقی بهویژه «پروتکل الحاقی علیه قاچاق مهاجران از طریق دریا، زمین و هوا» و همچنین انعقاد موافقتنامههای دو جانبه و چندجانبه کنترل مرزی امری موثر در مبارزه با شبکههای قاچاق انسان و مهاجران خواهد بود.
سازمانهای مردمنهاد و فعالان مدنی
در نادیده گرفتن این حقیقت و از دست رفتن جانهای عزیزی که تنها به دلیل ناآگاهی از واقعیت برزخ مهاجرت نامتعارف و زندگی پناهندگی، سوار بر موج پناهجویی شدهاند، افرادی که از این طریق به کشورهای خارجی پناهنده شدهاند و سعی در مثبت جلوه دادن شرایط کمی و کیفی زندگی خود دارند نیز سهم دارند. افراد بسیاری در این شرایط برای جبران خسارت روحی ناشی از آنچه از دست دادهاند و برای حفظ وجهی خود در ایران، اقدام به دروغپردازی و اغراق میکنند. به عنوان مثال، در گزارشهای منتشرشده در حادثهی اخیر مشخص میشود که سه نفر از خواهر و برادرهای مادر خانواده به تازگی به کشورهای مختلف اروپایی رسیدهاند و همین امر مشوق مهمی در تصمیم به انتخاب روش پناهندگی به جای مهاجرت قانونی و از مسیرهای خطرناک نامتعارف بوده است. همانگونه که کامران گودرزی که در هجده سالگی، به تنهایی و قبل از کسب تجربه و تلاش برای ایجاد فرصتهای مناسب در ایران در این مسیر مرگبار گام گذاشت، به مادر خود گفته بود که «سوار بر خودروی لامبورگینی دایی برایت عکس میفرستم». این تبلیغات دروغین در کنار عدم فعالیت سازمانهای مردمنهاد در اطلاعرسانی در خصوص خطرات این مسیر و آمار عدم موفقیت ایرانیان در اخذ وضعیت پناهندگی پس از چندسال بلاتکلیفی و زندگی در وضعیت نابسامان پناهجویی در کشورهای ترانزیت و مقصد، نقش مهمی در این مصیبتهای ناشی از ندانستن و تصمیمات ناآگاهانه دارد. درحالیکه، آمارهای مرکز آمار اروپا و ادارات مهاجرت کشورهای اروپایی مانند آلمان و اتریش نشان میدهد در چند سال اخیر بین ۵۰ تا ۷۰ درصد درخواست پناهجویان ایرانی رد شده است؛ به دلیل عدم اطلاع رسانی کافی در این زمینه، تأثیری در کاهش تمایل افراد برای گذاشتن یک زندگی در یک کوله پشتی و قرار گرفتن در مسیرهای بسیار دشوار و پرخطر مهاجرت های نامتعارف، نداشته است.
…
منابع مورد استفاده در این یادداشت:
- سعیدی، سعیده (1397). آسیب شناسی مهاجرت های غیرمتعارف زنان، مجله جامعه فرهنگ رسانه، شماره 26
- حبیب زاده، شریفی (1391). ضرورت الحاق به کنوانسیون پالرمو و پروتکل های الحاقی، مجله سیاست دفاعی، شماره 80
- + , + , + , +
- این مطلب پیشتر در شمارهی ۴۷۹۱ روزنامهی اعتماد به چاپ رسیده است.









