از نخستین روزهای شیوع ویروس کرونا در چین در واپسین روزهای سال ۲۰۱۹ و گسترش آن به سایر کشورها برخی مسائل مشاهده میشد که ضرورت نقشآفرینی بیشتر سازمان بهداشت جهانی (WHO) را گوشزد میکرد. پیش از آنکه بخواهیم پیرامون این سازمان بهعنوان یکی از نهادهای وابسته به سازمان ملل متحد به طرح بحث بپردازیم، به رویکردهای موجود در روابط بینالملل در قبال سازمانهای بینالمللی پرداخته و سپس با ذکر علل لزوم تأثیرگذاری بیشتر سازمان بهداشت جهانی، چند نکته را بررسی میکنیم.
سازمانهای بینالمللی و سنتهای فکری روابط بینالملل
دو سنت فکری واقعگرایی و آرمانگرایی که جریانهای اصلی روابط بینالملل به شمار میروند بنا بر اصول و مفروضات خود نسبت به سازمانهای بینالمللی، وظایف، مأموریتها و اهداف آنها رویکردهای متفاوت دارند. واقعگرایان بر مفروضات و اصولی چون آنارشی بینالمللی، تضاد دولتها با یکدیگر، دولت محوری، قدرت محوری، در نظر گرفتن کشورها به مثابه بازیگران عاقل و یکپارچه و موازنه قوا و خودیاری تأکید ویژه دارند. از همینرو آنها چندان بر نمیتابند برای اقتدار و قدرت فائقه خود درون مرزهای سرزمینی شریک بگیرند. با اینحال بهطورکلی کشورهایی که سیاست خارجیشان با سنت فکری واقعگرایی قابل توضیح است، خود را از ظرفیتهای برخورداری از دیپلماسی سازمانهای بینالمللی محروم نمیکنند؛ ولی علیرغم همکاری با سازمانهای بینالمللی رگههایی از تمایل به ناسیونالیسم نیز دیده میشود.
در مقابل اما سنت فکری آرمانگرایی و همچنین نظریه لیبرالیسم که ذیل این سنت فکری قرار میگیرد، اصول و مفروضات خود را بر امنیت دسته جمعی، مصالح مشترک انسانی و هماهنگی منافع انسانها، همگرایی نوع بشر، انترناسیونالیسم، قانونمندی و محدودیت قدرت بر اساس ارزشها و موازین حقوقی و اخلاقی بنا کرده است.. لیبرالها با تأکید بر ماهیت متکثر و شبکهای کشورها که در وابستگی متقابل به سر میبرند از تقسیمپذیری منافع ملی کشورها سخن به میان آورده و با متعدد دانستن بازیگران بینالمللی، قابلیت تغییر و تحول و امکان بهبود و تکامل روابط بینالملل را بیان میکردند. از این رو آنها برای نیل به اهدافشان و همانا حصول منافعی که دست یافتن به آنها بدون مشارکت میسر نیست، گرایش به سازمانهای بینالمللی دارند.
سهلانگاری یا تعمد در حفظ سلامت در یک کشور سایر کشورها را نیز تهدید میکند.
نوواقعگرایان و نولیبرالها نیز که در اصول خود شباهت زیادی با یکدیگر دارند، همچنان پیرامون سازمانهای بینالمللی همچون اسلاف خود به مسئله نگاه میکنند؛ درحالیکه نولیبرالها بر امکان همکاری بین کشورهای عاقل و منفعت طلب صحّه گذاشته و بر نقش مستقل سازمانهای بینالمللی ب عنوان یک بازیگر تأکید دارند، نوع واقعگرایان نقش مستقل برای این سازمانها قائل نبوده و آنها را موجودیتهای ثانویه تلقی میکنند.
به نظر میرسد در منظومه فکری واقعگرایان، همچنان مفاهیم اساسی چون مرز، قدرت، امنیت، استقلال، جنگ، صلح، فرهنگ و نظم به معنای کلاسیک فهمیده میشود و به تحول مفاهیم در گذر زمان، وقعی نمینهند. حال آنکه پیچیدگیهای روابط بینالملل مفاهیم اساسی را متحول کرده است. در هزاره سوم قدرت، امنیت، جنگ، صلح و امثالهم دارای اشکال متفاوت در عرص های گوناگون هستند و دقیقا همین تحول مفاهیم است که به نوعی زمینه را برای فعالیت بیشتر سازمانهای بینالمللی فراهم میکند.
افزون بر تحول مفاهیم، بحرانهای بینالمللی بهطورکلی و بحران کرونا به طور مشخص مبیّن آن است که اگرچه کم نیستند کشورهایی که منطبق با واقعگرایی رفتار میکنند؛ ولی زمان آن فرا رسیده که با عنایت به دو موضوع مهم «مسائل جهانی شده» و «امنیت انسانی» اختیار بیشتری به سازمانهای بینالمللی اعطا شده و ابتکار عمل به دست آنها باشد.
چرا سازمان بهداشت جهانی باید فعالتر باشد؟
باید بگوییم در حاضر با مسائل جهانی شده روبهروایم؛ چه این وضعیت را حاصل «جهانی شدن» بدانیم یا آنکه دستاورد «جهان سازی» بنامیم. امروزه با پیدایی و گسترش شبکه پیچیدهای از همپیوندی که رخدادها و تصمیمات بسیار دور از ما را به زندگیمان مربوط میسازد، باعث میشود اقتصاد، فرهنگ، امنیت و سیاست، نه ملی بلکه به طور جهانی فهمیده شود. شیوع سریع ویروس کرونا از چین که این روزها تقریبا تمام کشورهای جهان را در برگرفته بهخوبی نشان دهنده این نکته ساده است که وقتی کشورها با هم کار میکنند و افراد در رفتوآمد ورای مرزهای سرزمینی هستند، همه مسائل بهطور طبیعی به صورت شبکهای به هم گره میخورد. آنگاه نمیتوان مدیریت بحران بیماری همهگیر کرونا را صرفا بهطور ملی به سرمنزل مقصود رساند و ضرورت بیشتر شدن نقش سازمانهای بینالمللی به ویژه سازمان بهداشت جهانی گوشزد میشود.
پذیرفته نیست که کشورها در عرصه اقتصادی از مواهب همکاری با دیگران بهره گرفته ولی در تأمین امنیت، ملی فکر کنند.
نکته بعد اینکه این روزها همهی ملل جهان بهخوبی اهمیت سلامت را بیش از پیش دریافتهاند. این بدان معناست که آنها امنیت انسانی را از سایر اشکال، انواع و سطوح امنیت مهمتر و برتر میپندارند. امنیت انسانی ایمنی از تهدیدات مزمن و دیرینه چون گرسنگی، بیماری و سرکوب است و این روزها این امنیت از جانب ویروس کرونا در سراسر جهان به خطر افتاده است.
در پارادایم امنیت انسانی هدف مرجع امنیت، امنیت فرد و نوع بشر است که بر امنیت ملی و بینالمللی برتری و اولویت دارد. بهعبارتی موضوعیت و مشروعیت امنیت دولت و جامعه بینالمللی بسته به تأمین و تضمین امنیت انسان است. از این رهگذر و با توجه به اینکه ممکن است در برخی کشورها به بهانه امنیت ملی و بینالمللی، امنیت فرد انسانی و بشریت نقض شود، سازمان بهداشت جهانی باید جدیتر و فعالتر عمل کند؛ چرا که سهلانگاری یا تعمد در حفظ سلامت در یک کشور سایر کشورها را نیز تهدید میکند.
نکاتی در باب سازمان بهداشت جهانی
بنابر آنچه گفته شد، جهانشمولی امنیت انسانی که مصداق بارز مسائل جهانی شده است، خلأ سازمان بهداشت جهانی مقتدر در رأس مدیریت بحران جهانی فعلی را نشان میدهد. گرچه عملکرد این سازمان تا این مرحله از بحران شایسته تحسین است؛ ولی کافی نبوده و فعالیت مؤثرتر نیازمند تفویض اختیار بیشتر از سوی کشورها به سازمان است. این تفویض اختیار شاید سهلالوصول نباشد؛ ولی سازمان در هماهنگی با سازمان ملل متحد، ارکان و دیگر سازمانهای وابسته میتواند سازوکارهای مبتنی بر ابزارهای تشویق، تنبیه و تحریک را بهدرستی و با دقت به کار بندد و با حرکت از سمت ارائه دستورالعمل و توصیه به اعامل اقتدار، سلامت همه ملتهای جهان یا به عبارتی امنیت انسانی را تأمین کند.
در این باره بیشتر بخوانید:
لزوم همکاری سازمانهای بینالمللی در جهت رسیدن به ثبات و آرامش
در ادامه با تمرکز بر شیوع ویروس مرگبار کرونا نکاتی در ارتباط با سازمان بهداشت جهانی عنوان میشود.
۱. گفته میشود خوردن گوشت خفاش در چین از دلایل شیوع ویروس کرونا است.۱ اخیرا نیز شیوع ویروس هانتا در چین گزارش شده که از جوندگان به انسان سرایت کرده است. گرچه چین چند هفته بعد از شیوع ویروس کرونا، فروش گوشت خفاش را ممنوع اعلام کرد؛ ولی به نظر میرسد سازمان بهداشت جهانی باید زین پس بهطور جدی در فرهنگ غذایی اعضا مداخله کند. تکثر و تنوع فرهنگها زمانی زیباست که حیات انسانهای دیگر به خطر نیفتد؛ بنابراین اگر قرار باشد تغذیه عجیب برخی از مردمان منطقهای، به تهدید حیات انسانها در اقصی نقاط جهان تبدیل شود، ورود سازمان بهداشت جهانی الزامی است تا دولتها را مجبور به تغییر فرهنگشان به نفع همه ملتهای جهان کند. برای مثال کشوری مانند چین که منافع اقتصادیاش در ارتباط با سایر کشورهای جهان تأمین میشود، نباید سلامت در کشورهای دیگر را به خطر اندازد.
۲. از دیگر مسائل مطرح در مورد بیماری کرونا این است که قدرتهای بزرگ به «کشتارهای بیولوژیک» از سوی برخی کشورها متهم هستند. نوک پیکان این اتهام به سوی امریکا و حتی چین است. سازمان باید تحقیقات لازم را انجام و در این زمینه شفافسازی کند.
۳. سازمان اطمینان حاصل نماید که تحریمها علیه برخی کشورها به بهای جان انسانها تمام نشود؛ حتی ضروری است در این زمینه اقدامات لازم برای رفع موقت تحریمها و یا کمکهای بشردوستانه انجام شود.
۴. سازمان کشورها را ملزم به اعمال ممنوعیت تجمعات و محدودیت آمدوشد و یا قرنطینه به صورت جزئی، کلی و یا موردی کند. همچنین در تعامل با آنها هماهنگیهای لازم جهت تسهیل مشکلات اقتصادی ناشی از این اقدامات صورت گیرد.
۵. مدیریت حملونقل داخلی و خارجی و همچنین جابهجایی مسافران داخلی و خارجی و تصمیمگیری راجعبه مهاجران به دور از مصالح و مقاصد سیاسی و با در نظر گرفتن منافع عامه ملل جهان صورت گیرد. برای مثال در شرایط حساس فعلی چرا باید ئیس جمهور اقتدارگرایی چون رجب طیب اردوغان خیل کثیر مهاجران در ترکیه را به مرز یونان گسیل کن؛د بی آنکه به سلامت انسانها بیندیشد؟ سازمان میتواند در ضمن ورود به اینگونه مسائل، از سازمانهای بینالمللی تخصصی در این حوزهها نیز کمک بگیرد.
۶. انتشار اخبار، آمار و اطلاعات از سوی کشورها حائز اهمیت است. نظارت و مداخله سازمان بر صحت این موارد ضمن جلوگیری از سیاسیکاری و پنهانکاری برخی دولتها، آرامش روانی مردم به همراه برنامهریزی مناسب برای اقدامات لازم را به همراه دارد.
برآمد سخن
کوتاه سخن آنکه در شرایطی که بسیاری از مسائل جهانیشده، راه حل نیز باید جهانی باشد و این مهم ممکن نیست مگر انکه یک بازیگر توانمند بینالمللی فراملی همچون سازمان بهداشت جهانی عهدهدار این مسئولیت سنگین و خطیر باشد و کشورها با عقبنشینی از اقتدار متصلب خود بر اقتدار این سازمان بیفزایند. سازمان نیز با تضمین عملکرد تخصصی شرایطی را فراهم کند که دولتها منافع همکاری با سازمان را بیش از عدم همکاری دیده و به سمت همکاری ترغیب شوند. در نهایت اینکه در شرایطی که بیشتر صاحبنظران بر ظهور ناسیونالیسم در این برهه زمانی تأکید دارند و بهنوعی به ارائه گزارههایی در جهت اثبات رویکردهای واقعگرایانه می پردازند، تأکید بر انترناسیونالیسم تعجب برانگیز است؛ ولی منطقی آن است که وقتی کشورها از سایر وجوه جهانی شدن بهرهمند شده و منافع زیادی کسب کردهاند، باید در چارچوب انترناسیونالیسم با محوریت سازمان بهداشت جهانی به وظایف خود در تأمین امنیت انسانی عمل کند. پذیرفته نیست که کشورها در عرصه اقتصادی از مواهب همکاری با دیگران بهره گرفته و در تأمین امنیت، ملی فکر کنند.
پینوشت:
۱. برخی گزارشها حاکی از آن است که نوعی از مورچهخوار پولکدار منشا اصلی انتقال ویروس کرونا به انسان بوده است.
