نماد سایت سیاست و فرهنگ

وضعیت بلاروس

زمان مطالعه 3 دقیقه

زماني که کورني چکوفسکي پيش‌بيني کرد که سوسک ظالم شعر کودکانه‌اش را يک گنجشک مي‌بلعد، هيچ‌گاه تصور نمي‌کرد زندگي ننگين سوسک در ۲۰۲۰ مي‌تواند نه توسط گنجشک بلکه به وسيله‌ی يک دمپايي پايان پذيرد؛ سرنوشتي که يک وبلاگ‌نويس معترض يعني تيخانوفسکي براي لوکاشنکو پيش‌بيني کرده است.

از انتخابات ۱۹۹۴ که لوکاشنکو با وعده‌ی مبارزه بر ضد فساد پيروز شد، جامعه‌ی بلاروس هر روز، سانسور، تقلب، سرکوب مخالفان و اتحاديه‌های مستقل را تجربه کرده و قوای سه‌گانه بيش از پيش، تحت سلطه شخصيت تماميت‌خواه او قرار گرفته است. در اين بين تنها دموکراسي نوپای بلاروس به عنوان يکی از نزديک‌ترين هم‌پيمانان روسيه در منطقه بود که هنوز قد نکشيده، دست از حرکت برداشت و زمين‌گير شد. شايد لوکاشنکو سال‌ها پيش، دستگيري روزنامه‌نگاران و مخالفان را زير نقاب دموکراسی‌خواهی و انتخابات نمايشی‌اش پنهان کرده و آن را سوء تفاهم و اشتباه ميخواند اما بين سال‌هاي ۱۹۹۴ تا ۲۰۲۰ عمده کشورها به ويژه کشورهای عضو اتحاديه اروپا می‌دانستند که در بلاروس چه می‌گذرد.

اوايل دهه ۱۹۹۰ بسياری از تحليل‌گران جنبش‌های اجتماعی معتقد بودند که فروپاشی نظام شوروی و نابودی روبنای متمرکز آن بر دولت‌های شرق اروپا، به سرعت راه را براي خيزش‌هاي اجتماعي باز کرده و زمينه را برای ايجاد جامعه مدنی دموکراتيک فراهم مي‌کند. علی‌رغم اين تحول عظيم نه تنها در کشورهای استقلال يافته بلکه هنوز در بخش وسيعی از جهان هنوز بيشتر جنبش‌های اجتماعی، کم‌رمق، کوتاه مدت و بی‌نتيجه مانده‌اند. در اينکه جنبش‌های اجتماعی موجب دموکراتيک سازی شده يا دموکراتيک بودن جامعه زمينه را براي بروز و وقوع جنبش‌ها فراهم مي‌کند، نمي توان با قطعيت پاسخ گفت اما به نظر مي‌رسد اين دو پديده‌ رابطه‌ای دوسويه و مستقيم با يکديگر داشته و جنبش‌های اجتماعی موفق و وجود نهادهای دموکراتيک اجتماعی، سياسی و اقتصادی، بسيار با يکديگر هم‌پوشاني دارند.

با اين حال جنبش‌ها گاه در شکاف‌های زمانی بين دو رژيم سياسي و يا در درون يک نظام اقتدارگرا شکل مي‌گيرند. در مورد بلاروس اعتراضات مردم به نتايج انتخابات زمانی شکل‌گرفت که علاوه بر حجم بالای نارضايتی عمومی، عواملی مانند سازمان‌دهی، ايدئولوژی انقلابی و رهبری به عنوان سه محور ديگر مربوط به وقوع جنبش‌های کلاسيک آن‌چنان که بايد در جامعه بلاروس وجود نداشته است. اين موضوع اعتراضات ۲۰۲۰ بلاروس را از فرم کلاسيک جنبش‌ها دور و به جنبش‌هاي جديد اجتماعي نزديک مي‌کند. بااين‌حال نتايج جنبش‌های جديد مانند آنچه در بهار عربی و… روی داد، نشان می‌دهد پيروزی در جنبش برای رسيدن به مطالبات عمومی لزوما با وجود رهبری و ايدئولوژی و سازماندهي منظم سياسي مرتبط نيست. از سوي ديگر اين رويداد خودجوش و تقريبا توده‌ای، در زماني رخ داده که بالاروس در حال مبارزه با کوويد ۱۹ است، بيماري که لوکاشنکو معتقد بوده ميتوان آن را با ودکا و حمام سونا از بين برد. اين برخورد او و شايعاتی مبنی بر پنهان کردن آمار واقعی مبتلايان، که يادآور رويکرد پنهان‌کارانه درباره‌ی فاجعه‌ی چرنوبيل است نتوانسته عموم مردم را تحت تاثير شعارهاي پوپوليستي لوکاشنکو قرار دهد.

در حالی که لوکاشنکو عزمش را برای ماندن در قدرت جزم کرده، جنبش مطالبه محور مردم وارد روزهای جديدی در جريان حيات اجتماعی خودش شده است. با اين حال اگر گذار بدون خشونت به دموکراسی و برگزاری انتخابات عادلانه و شفاف را يکی از اصلی‌ترين مطالبات مردم بلاروس بدانيم، بايد در نظر داشت که ايجاد فضاي دموکراتيک و گشايش سياسي، اجتماعی و حتی اقتصادی پس از به ثمر رسيدن اکثر جنبش‌ها، عمدتا موقتی است. به عبارت ديگر براي تثبيت شرايط دموکراتيک در جامعه، نياز به وجود نهادهايی است که بتوانند سازوکارهاي دموکراتيک را به ساختارهايی ماندگار تبديل کنند. همچنين اين احتمال وجود دارد که پس از به ثمر نشستن جنبش، فعالان آن که بر خلاف انقلاب محرومان، عموما از طبقه متوسط و تحصيلکرده هستند، وارد ائتلاف‌های موقتي با مقامات شوند و بر حمايت قدرتمردان متکي گردند.

بايد ديد جامعه بلاروس تا چه اندازه ميتواند در مسير جنبش پايداری کرده و به انحراف کشيده نشود؛ آيا بلاروس فقط به کوبيدن دمپايي بر سر لوکاشنکو بسنده مي‌کند يا تمهيدي براي جلوگيري از ورود سوسک جديد به خانه پيدا مي‌کند.

منبع: نشریه ایران فردا

خروج از نسخه موبایل