ورود طالبان به «کابل»، در یکشنبهی هفتهی جاری و سقوط دولت «اشرف غنی»، برگی نو اما تکراری از تاریخ افغانستان را ورق زد. طالبان که در اوایل سال جاری میلادی با طرح ادعای تلاش برای برقراری «نظام اسلامی واقعی بر اساس سنتهای فرهنگی و قوانین مذهبی»، حمله به روستاهای افغانستان را آغاز کرده بودند، تنها طی چند هفته موفق شدند، ولایات این کشور را یکی پس از دیگری تحت کنترل گرفته و وارد کابل شوند.
طالبان چیست و از چه زمانی به وجود آمد؟
نام گروه طالبان که در زبان پشتو به معنی «دانشجویان» است، بر مبنای تاریخچهی شکلگیریاش انتخاب شد. در سال 1994 دانشجویانی که پیشتر با اشغال افغانستان از سوی اتحاد جماهیر شوروی (سابق) مبارزه میکردند، در بحبوحهی ناآرامیهای متعاقب خروج نیروهای شوروی از افغانستان در سال ۱۹۸۹، در مناطق روستایی شهر «قندهار»، سرزمین قومی پشتونها، دست به تأسیس طالبان زدند تا مبارزات خود را سازماندهی شده پیش ببرند.
تعریف دقیقتر از تاریخچه تأسیس طالبان، به دهه ۱۹۸۰ بازمی گردد که شبه نظامیان موسوم به «مجاهد» با حمایت آمریکا، در حال مبارزه با اتحاد جماهیر شوروی بودند که برای تقویت حکومت کمونیستی وقت افغانستان، اقدام به مداخلهی نظامی در این کشور کرده بود.
طالبان دو سال پس از تأسیس در سال ۱۹۹۶ موفق شدند بیشتر مناطق افغانستان را در کنترل خود گرفته و سایر گروههای شبه نظامی را به شمال کشور به عقب براند. این امر تأسیس حکومت موسوم به «امارت اسلامی» در افغانستان را در پی داشت که مدعی عمل به تفسیری سختگیرانه از شریعت اسلامی بود.
اما حکمرانی طالبان پس از پنج سال با چالشی جدی مواجه شد؛ حادثهی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ در آمریکا. این حادثه سبب شد ایالات متحده آمریکا در ماه نوامبر به افغانستان، بهعنوان کشور پایگاه القاعده حمله کند و در پی آن طالبان در هفتم اکتبر ۲۰۰۱ سقوط کرد.
حملهی نظامی مذکور که به اشغال بیستسالهی افغانستان و روی کار آمدن دولتی تحت حمایت آمریکا در این کشور منجر شد، طالبان را ناچار به عقبنشینی به مناطق دورافتاده کرد تا برای تجدید قوا، فرصت و بستر مناسب را بیابد.
ایدئولوژی طالبان چیست؟
طالبان در طول پنج سال حکمرانی خود بر افغانستان، نسخهی سختگیرانه و خشنی از قرآن و شریعت اسلامی را اعمال کردند. زنان عمدتا از کار یا تحصیل منع شده و در خانههای خود محبوس بودند، مردان از کوتاه کردن ریش خود منع میشدند، فیلمها و کتابهای غربی ممنوع شد، آثار باستانی زیادی نابود شد، … . نگرش جهان به طالبان، اکنون بر اساس سابقهی پنحسالهی حکمرانی این گروه بر افغانستان شکل یافته است؛ البته نباید از نظامیگری مجدد این گروه برای احیای تجربهی حکمرانی در سالهای اخیر غافل بود اما طالبان بهویژه در یک سال اخیر، بارها مدعی تغییرات ساختاری شده است؛ هرچند نشانههای دال بر نادرست بودن این ادعاها، تاکنون وزن بیشتری داشتهاند و به نظر میرسد این ادعاها، فقط نتیجهی تجربه حکمرانی پیشین آنهاست.
طالبان، پیشتر با این تصور که نیازی به ارتباط با جهان و جامعه بینالمللی ندارند، حکمرانی خود را در سال 1996 آغاز کردند ولی به جز پاکستان، عربستان سعودی، امارات متحده عربی و ترکمنستان، سایر کشورها و سازمانهای بینالمللی از به رسمیت شناختن دولت آنان خودداری کردند.
طالبان در سال ۲۰۱۸ با آمریکای «دونالد ترامپ»، وارد مذاکره شد. این فرصتی طلایی برای طالبان بود تا از نمد خواستهی «واشنگتن» برای پایان دادن به طولانیترین جنگ خارجی خود، کلاهی برای خود بدوزد؛ فرصتی که طالبان به خوبی از آن بهره برد و به ازای اجتناب از حمله به نیروهای آمریکایی تا زمان خروج، هم با حذف دولت افغانستان طرف رسمی توافقی مهم قرار گرفت و هم یکی از موانع مسیر احیای حکمرانی خود را به صورتی مسالمتآمیز از میان برداشت.
در واقع طالبان از حکمرانی پنجسالهی پیشین خود درسهایی آموختهاند که نمیتوان با قطعیت دربارهی عمل به آنها از سوی این گروه در این دوره سخن گفت اما دستکم آنها دیگر میدانند که پس از رسیدن به قدرت تأمین کالاهای اساسی زندگی ضروری است و باید برای بقای خود با جهان اطراف ارتباط برقرار کنند.
منابع مالی طالبان چیست؟
منابع مالی و تأمین بودجه طالبان متعدد است. اخذ مالیات از مزارع و مشاغل مناطق تحت کنترل، کمکهای حامیان مالی در نقاط مختلف خاورمیانه، تجارت مواد مخدر، اخذ مالیات از قراردادهای آمریکایی، اخذ مالیات از مردم، درآمدهای حاصل از گمرکات در کنترل و حمایت مالی کشورهای منطقهای مانند پاکستان و البته عربستان، مهمترین منابع تأمین مالی طالبان هستند.
چه کشورها و سازمانهایی طالبان را به رسمیت میشناسند؟
طالبان در دورهی حکمرانی پیشین خود از سوی کشورهای پاکستان، عربستان، امارات و ترکمنستان به رسمیت شناخته شده بودند. اگرچه حکومت طالبان هنوز به صورت رسمی اعلام وجود نکرده اما برخی از کشورها مانند چین، از احتمال به رسمیت شناختن آنان سخن گفتهاند.
«جیک سالیوان»، مشاور امنیت ملی آمریکا نیز به رسمیت شناختن طالبان توسط کشورش را رد نکرد و با گفتن این جمله که «هنوز برای تصمیمگیری در این مورد زود است»، راه را برای طرح گمانههای مختلف باز گذاشت.
به نظر میرسد نگرانی از احیای گروههای تروریستی دیگر پس از خروج نظامیان غربی از افغانستان، بهانه خوبی برای به رسمیت شناختن حکومت طالبان در افغانستان برای سایر کشورها باشد.
بازیگران اصلی طالبان چه کسانی هستند؟
این موضوع کاملا روشن نیست. رهبری و ساختار تصمیمگیری طالبان پیچیده و شامل شبکههای مختلف است. عملکرد و رهبری درونی گروه طالبان، همواره تا حد زیادی محرمانه بوده و در مورد ساختار قدرت و ریاست در گروه طالبان، با توجه به اطلاعات ضد و نقیض، نمیتوان با قطعیت سخن گفت.
به عنوان مثال، «ملا محمد عمر»، مؤسس و رهبر اصلی طالبان که پس از سرنگونی طالبان در سال ۲۰۰۱ به زندگی مخفیانه روی آورد، در سال ۲۰۱۱ کشته شد. مرگ وی در سال ۲۰۱۳ توسط پسرش تأیید شد. در حالی که برخی از «هیبتالله آخوندزاده» به عنوان رهبر طالبان یاد میکنند، برخی دیگر بر این باورند که «عبدالغنی برادر»، پس از مرگ اعلام نشدهی آخوندزاده، رهبری طالبان را بر عهده دارد.
با وجود این، ما بر اساس اطلاعات موجود به بررسی ساختار سیاسی و قدرت طالبان در سال ۲۰۲۱ میپردازیم.
رهبر طالبان
رهبر و فرمانده اصلی طالبان، «هیبتالله آخوندزاده» است. آخوندزاده تا زمان ناپدید شدن ناگهانی خود در ماه مه ۲۰۱۶، به مدت پانزده سال در مسجدی در «کوچلاک»، شهری در جنوب غربی پاکستان، تدریس و موعظه میکرد. از محل نگهداری فعلی وی اطلاعی در دست نیست. وی که سالها در کسوت قاضی، رئیس دادگاه عالی طالبان بود، پس از مرگ «ملا عمر»، رهبر پیشین طالبان، به سمت معاونت «ملا محمد منصور اختر» رسید. آخوندزاده پس از مرگ ملا منصور در پی حملهی پهپادی آمریکا به مرز افغانستان و پاکستان در سال ۲۰۱۶ و دریافت تأیید «ایمن الظواهری»، سرکرده «القاعده»، رهبری طالبان را بر عهده گرفت.
رئیس سیاسی طالبان
«عبدالغنی برادر»، متولد ۱۹۶۸ در ولایت «ارزگان» افغانستان، رئیس سیاسی طالبان که کنترل تیم مذاکرهکنندهی این گروه در «دوحه» را در سال های اخیر برعهده داشته، از مؤسسان اصلی گروه در دهه ۱۹۹۰ است. وی پس از سقوط طالبان در سال ۲۰۰۱ به پاکستان گریخت و در دوره اختفای ملا عمر، عملا ریاست گروه را براساس راهنماییهای استراتژیک وی بر عهده داشت. عبدالغنی که اکنون عمومیترین چهرهی طالبان است، سه سال پیش به درخواست آمریکا، پس از هشت سال حبس از زندانی در پاکستان آزاد شد. وی از بازیگران اصلی مذاکرات طالبان با آمریکا بود.
معاون رهبر طالبان
«سراجالدین حقانی»، فرزند «جلالالدین حقانی»، فرمانده جهاد ضد اتحاد جماهیر شوروی، معاون رهبر طالبان است. او رهبر شبکه حقانی، از اصلیترین گروههای ضد حضور نظامی آمریکا در افغانستان نیز بود. این گروه که نامش در فهرست گروههای تروریستی آمریکا قرار دارد، به دلیل استفاده از بمبگذاران انتحاری و ترور مقامهای عالیرتبهی افغانستان و البته باج گرفتن از دولتهای غربی به دلیل ربودن شهروندانشان شناخته شده است. شبکه حقانی به شکلی سازمانیافته بر داراییها و تجهیزات طالبان در مرز افغانستان و پاکستان نظارت دارد.
حقانی احتمالا چهل و اندی یا ۵۰ سال سن دارد و از محل نگهداری فعلی وی اطلاعی در دست نیست. وی در سال ۲۰۲۰ در یادداشتی برای «نیویورک تایمز» نوشت «ما جنگ با ائتلاف خارجی با رهبری آمریکا را آغاز نکردیم؛ ما مجبور به دفاع از خود شدیم؛ ما تا زمانی که معاهدات بینالمللی مطابق اصول اسلامی باشد، به آنها متعهد خواهیم ماند؛ ما انتظار داریم سایر کشورها به حاکمیت و ثبات کشور ما احترام بگذارند و افغانستان را عرصهی همکاری و نه رقابت و درگیری بدانند.»
رئیس کمیسیون نظامی طالبان
«ملا یعقوب»، فرزند ملا عمر، مؤسس طالبان، رئیس کمیسیون نظامی قدرتمند این گروه است و از وی به عنوان رهبر بعدی طالبان یاد میشود. وی که حدودا در اوایل ۳۱ سالگی است، در سال ۲۰۱۶، آخوندزاده را برای جانشینی پدرش پیشنهاد داد. رسانههای محلی میگویند ملایعقوب در داخل افغانستان حضور دارد.
شیر محمد عباس استانکزی
وی معاون وزیر سابق دولت طالبان قبل از برکناری است که نزدیک به یک دهه در دوحه زندگی کرده و در سال ۲۰۱۵ رئیس دفتر سیاسی گروه در آنجا شد. وی در مذاکرات با دولت افغانستان شرکت کرده و نماینده طالبان در سفرهای دیپلماتیک به چندین کشور بوده است.
عبدالحکیم حقانی
وی رئیس تیم مذاکرهکننده طالبان است. قاضی دادگاه قندهار در دورهی حکمرانی طالبان، ریاست شورای قدرتمند علمای دینی را بر عهده دارد و اعتقاد بر این است که آخوندزاده بیشترین اعتماد را به او دارد.
ابراهیم صدر
«ابراهیم صدر»، فرمانده سابق ارتش که بر استفاده طالبان از تاکتیکهای مختلف، از بمبگذاری کنار جادهای تا ترور و حملات انتحاری نظارت داشته، نخستین بار در دهه ۱۹۹۰ به عنوان فرمانده نیروی هوایی در صفوف این گروه مطرح شد.
شورای رهبری طالبان
شورای رهبری طالبان، بخشی مهم از ساختار قدرت این گروه است. این شورا در مورد مسائل سیاسی طالبان، نظر نهایی را میدهد. شورای رهبری طالبان در واقع، مسئولیت تصمیمهای کلیدی سیاسی و نظامی طالبان را برعهده دارد. این شورا بر کمیسیونهای مختلف طالبان اعم از اقتصادی، بهداشتی، آموزشی، … که معادل وزارت خانههای دولت طالبان پیش از سقوط هستند، نظارت میکند. شورای مذکور همچنین فرمانداران ولایتهای تحت کنترل و فرماندهان جنگ را تعیین میکرد.
بر اساس گزارشها، آخوندزاده پیش از هر تصمیم بزرگ باید نظر شورا را جلب کند. شورای رهبری طالبان به دلیل تأسیس آن در شهر «کویته» پاکستان پس از فرار ملاعمر به این شهر، با نام شورای کویته نیز شناخته می شود.
طالبان در آینده چه خواهند کرد؟
رهبران طالبان تاکنون از لفاظیهای تند خودداری کرده و از فرماندهان خواستهاند که عادلانه حکومت کنند و از انتقام و سوء رفتار خودداری ورزند. آنها حتی به مردم افغانستان اطمینان میدهند که در سلامت خواهند بود و برای کارکنان دولت، عفو عمومی صادر کردهاند.
انتشار گزارشهای متعدد از سوءرفتار و اقدامهای طالبان در روزهای اخیر از جمله ضرب و شتم زنان، تردیدها در مورد ادعاهای مسئولیتپذیری و میانهرو شدنشان را تشدید کرده است.
طالبان به خوبی میدانند که نحوهی رفتار آنان با زنان، اعمال مجازاتهای سنگین در دورهی پیشین حکمرانیاشان، سبب بدنامی آنان شده است. از این رو تاکنون به طرق مختلف تأکید کردهاند که به سیاق گذشته رفتار نخواهند کرد ولی نحوهی اقدام و رفتار آنها در آینده همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد.
