نماد سایت سیاست و فرهنگ

بیست سال آشفتگی و سرانجام خروج

زمان مطالعه 6 دقیقه

آیا واقعا این‌طور فکر می‌کنید که خروج‌مان از افغانستان تحت مدیریت آن شخصی که با مدیریت افتضاحش جان بیش از ۴۰۰ هزار امریکایی را به خاطر همه‌گیری کرونا گرفت، متفاوت از ان چیزی می‌شد که هم‌اکنون شاهدش هستیم؟ ترامپ بود که بارها مدعی شد که قصد دارد به «جنگ‌های بی‌پایان» خاتمه دهد و برای همیشه ما را از عراق و افغانستان خارج کند. ترامپ همانی بود که می‌گفت می‌تواند با طالبان «توافقی» کند که پس از خروج نیروهای آمریکایی منجر به صلحی مسالمت‌آمیز با دولت قانونی افغانستان شود.

شورشیان طالبان هوشمندانه به دوربین‌های الجزیره اجازه دادند تا از قدم زدن‌هایشان در ارگ ریاست‌جمهوری در کابل فیلمبرداری کنند تا به جهانیان این پیام مخابره شود که انتقال قدرت به صورت کاملا منظم و آرام صورت گرفته است. مقایسه کنید با آنچه معدود طرفداران خشن ترامپ در تصرف کنگره از خود نشان دادند!

دروغ‌هایی همچون بیانیه‌های نمایندگان جمهوری‌خواه مبنی بر اینکه «جو بایدن باعث هرج‌ومرج و خلف وعده‌ی ما با شرکای افغان‌مان شد» به مرز تهوع‌آوری رسیده است. ما اصولا چیزی به نام شرکای افغان نداشتیم! ما تنها افرادی در یک کشور خارجی داشتیم که بهشان پول می‌دادیم که چطور بیندیشند و به چه کسی باور داشته باشند. جمهوری‌خواهان می‌خواهند «شکست» جنگ افغانستان را به گردن جو بایدن بیندازند؛ شاید چون او بود که در ماه اوریل اعلام کرد که سربازان خود را تا پایان ماه جاری از افغانستان خارج می‌کند؛ اما واقعیت چیز دیگری است. درواقع جو بایدن هیچ کاری بیشتر یا کمتر از انچه ترامپ در سال گذشته با طالبان توافق کرده بود انجام نداد؛ اینکه ما تمامی نیروهای‌مان را از افغانستان بیرون می‌کشیم و دیگر هرگز با طالبان درگیر نمی‌شویم. اینکه اگر طالبان متعهد شوند که افغانستان را به پایگاه گروه‌های تروریستی مانند القاعده و داعش تبدیل نکنند، ما نیز کاری به کار جنگ داخلی میان خودشان نداریم.

ما اصولا چیزی به نام شرکای افغان نداشتیم! ما تنها افرادی در یک کشور خارجی داشتیم که بهشان پول می‌دادیم که چطور بیندیشند و چه کاری انجام دهند.

می‌بایست بپذیریم که افغانستان دولت کارآمدی نداشت بلکه تنها تجمعی از افرادی بودند با عناوین رسمی همچون وزیر یا رییس‌جمهور! افرادی که برای انجام آنچه ما به آن‌ها می‌گفتیم، مزد می‌گرفتند. افغانستان ارتش عملیاتی نداشت، تنها جمعی متشکل از مردانی بود که به آن‌ها ام۱۶ داده بودیم و رژه و تیراندازی به آن‌ها اموزش می‌دادیم. افرادی که در میان همان‌ها هم تعدادی طرفدار طالبان بودند! از میان همین‌ها سربازانی بودند که لوله‌ی تفنگ‌شان را به سوی «شرکای آمریکایی» خودشان نشانه می‌گرفتند و به ضرب گلوله آن‌ها را می‌کشتند؛ بنابراین دیدن تسلیم شدن شهرها بدون هیچ مقاومتی به طالبان، نباید امر عجیبی به نظر بیاید.

در مورد افغانستان ما حتی نمی‌توانستیم که مدعی باشیم برای بازپس‌گیری «استقلال» این کشور می‌جنگیم. اقدام ما در افغانستان از روز اول اقدامی به مثابه پلیس جهانی بود! خیلی ساده اینکه بن لادن و القاعده به ما ضربه زدند بنابراین ما برای یافتن یا ضربه زدن به آن‌ها به آنجا رفتیم و کابل را از طالبان گرفتیم و اعلام کردیم که تروریست‌های القاعده را از کشور بیرون کردیم.

همیشه پای امریکای قلدر در میان است، آمریکایی که تصور می‌کند همیشه باید درمورد نحوه‌ی اداره‌ی جهان اظهارنظر کند. آمریکایی که در ۱۴۰ کشور دنیا پایگاه نظامی دایر می‌کند ولی غاقل از اینکه تمامی مردمان محلی که در کشورهای میزبان زندگی می‌کنند دو چیز را خوب می‌دانند:

نخست اینکه ما هرگز در آنجا زندگی نخواهیم کرد. چیزی مثل تغییر تابعیت یا مثلا گرفتن ویزا برای مهاجرت به کشوری مثل فرانسه! ما فقط مناطقی را دیوارکشی می‌کنیم، شعبه‌های مک‌دونالد و کی‌اف‌سی درش قرار می‌دهیم و آنجا را به آمریکایی کوچک بدل می‌سازیم. این همان جایی است که امریکایی‌هایی که افغانستان را «گرفتند» درش زندگی می‌کردند و هیچ‌کس بهتر از خود افغان‌ها این را نمی‌داند.

بدون شک برخی از غیرنظامیان آمریکایی در خانه‌ها یا آپارتمان‌های افغانستانی که اجاره یا خریده بودند، زندگی می‌کردند. بیشتر آن‌ها برای سازمان‌های غیردولتی یا سازمان‌های بین‌المللی کمک‌رسان مانند پزشکان بدون مرز یا ده‌ها نهادی که برنامه‌هایی را برای تأسیس مدارس جهت آموزش دختران و زنان افغان تنظیم کرده بودند، کار می‌کردند؛ اما تنها تعداد معدودی از آن‌ها در کسوت رسمی دولت آمریکا در آن کشور حضور داشتند بلکه بیشتر آمریکایی‌هایی که نماینده‌ی دولت ما هستند، خود را در پشت دیوارهای عظیم بتنی حبس کرده بودند، دیوارهایی که سیم‌های خاردار روی‌شان تعبیه کرده بودند و با SUVهای زرهی و هاموی‌ها در کاروان‌هایی بسیار محافظت‌شده تردد می‌کردند.

وقتی در عراق و افغانستان در کنار سربازان آمریکایی بودم، از آن‌ها می پرسیدم اگر یک کشور خارجی تعدادی از سربازانش را به شهرهای شما منتقل کند و املاک متعلق به افراد محلی را تصرف و دارایی آنان را دیوارکشی کرده و سیم خاردار روی آن قرار دهد و سپس با وسایل نقلیه زرهی در شهرها شروع به حرکت کردند، چگونه با آن‌ها رفیق خواهید داشت؟ معمولا این پاسخ را می‌شنیدم که «هرگز چنین چیزی در شهرهای آنان اتفاق نمی‌افتد زیرا مردم اجازه نخواهند داد!»

در هر منطقه‌ای از افغانستان که آمریکایی‌ها پایگاه می‌زدند، شهری هم بود که نمی‌خواست تحت اشغال سربازان آمریکایی باشد. خب ما باید چه انتظاری جز این می‌داشتیم؟

نکته‌ی دوم اینکه مردم محلی مطمئن بودند که ما بالاخره از این کشور می‌رویم و ترکشان می‌کنیم. آن‌ها بیست سال سربازان آمریکایی را می‌دیدند که می‌آیند، چند وقتی می‌مانند و بعد هم می‌روند. آن‌ها می‌توانستند در سال ۲۰۲۰ با ژنرالی آشنا شوند که چهار سال قبلش سرهنگ بود، قبل‌ترش سرگرد و ستوان و تمامی این مراحل را در افغانستان گذرانده باشد اما واقعیت این است که هیچ‌کس باقی نماند. تنها تعداد کمی با آداب و رسوم مردم افغانستان آشنا شدند. حتی کمتر کسی زبان مردم بومی را یاد گرفت. افغان‌‌ها می دانستند که ما در این کشور باقی نخواهیم ماند.

بدترین چیز در مورد اشغال یک کشور خارجی توسط آمریکا، غرور ناشی از قدرت ماست. غروری که همه چیز را آلوده می‌کند. ما بزرگ‌ترین ارتش، بزرگ‌ترین نیروی هوایی و بزرگ‌ترین نیروی دریایی را داریم. ما بزرگ‌ترین، دقیق‌ترین و مرگ‌بارترین سلاح‌ها را در اختیار داریم. ما بیشترین ثروت را هم داریم که با آن می‌توانیم بیشترین کالا را بخریم، می‌توانیم بیشترین کمک را ارائه دهیم و می‌توانیم هر زمان که اراده کردیم نفوذمان را گسترش دهیم. اما وقت آن رسیده که بدانیم همین غرور امریکایی ما باعث تحقیر و رنجش کسانی می‌شود که نمی‌دانند ما چقدر حق! داریم. اگر برای هر بار که می‌شنیدم یک سرباز آمریکایی از کلمه‌ی «عقب‌مانده» برای توصیف چیزی در مورد عراق یا افغانستان استفاده می‌کرد، یک دلار داشتم، می‌توانستم تا کنون بازنشسته شده باشم!

غرور کوچک شمردن شیوه‌ی زندگی یک «عقب‌مانده» نفس‌گیر است. من افرادی را در آمریکایی که ادعا می‌کند مدرن است می‌شناسم که بدون برق در خانه‌های خود بزرگ شده‌اند، افرادی را می‌شناسم که آب را در یک سطل از چشمه به خانه‌ای می‌رسانند که لوله‌کشی آب ندارد. افرادی را در آمریکای مدرن می‌شناسم که تنها از آنچه خودشان پرورش داده و سلاخی کرد‌ه‌اند تغذیه می‌کنند. آیا می‌خواهید در مورد عقبماندگی صحبت کنید؟ در مورد امتناع بسیاری از واکسیناسیون برای کرونا یا ایالت‌هایی که قوانینی را تصویب کرده‌اند که حق سقط جنین را به طور کامل غیرقانونی اعلام کرده‌اند چطور؟ یا انانی که هنوز نمی‌پذیرند زنان هم می‌توانند پاپ یا کشیش باشند؟

ما باید یاد بگیریم که بدانیم مردم افغانستان خود می‌دانند که چه کسی هستند و بیشتر از آن، می دانند که همیشه چه کسانی بوده‌اند و مانند ما به گذشته و طرز زندگی‌شان افتخار می‌کنند. من یک‌بار در محوطه‌ای خانوادگی در پشت دیوارهای آجری گلی با یک کشاورز و پسرانش که سالیان بسیاری در آنجا کشاورزی و زندگی می‌کردند، نشستم و گپ و گفتی کردیم. وقتی در صحبتم با پدر این خانواده کلمه‌ی «طالبان» را به کار بردم، برای او به معنی «افراد مذهبی» بود، نه دشمن. او مرا بیرون برد و مزرعه‌ای را در نزدیکی نشانم داد، گفت: «طالبان» و همین‌طور که به مزرعه‌ی دیگری اشاره می‌کرد گفت: «طالبان وجود ندارد.» هر دو مزرعه همسایه او بودند. چیزی که او نمی‌توانست به آن اشاره کند حضور هر کسی یا هر چیزی بود که به دولت افغانستان ارتباط می‌داشت زیرا در منطقه‌ی دور افتاده‌ای که مزرعه‌ی او در امتداد مرز با پاکستان قرار داشت، هیچ دولت افغانستانی وجود نداشت!

ما دو دهه آشفتگی را در افغانستان گذراندیم و فقط پول‌مان را بی‌هدف ریخت و پاش کردیم و اکنون هم در حال خروج آشفته هستیم. ما کشوری را پشت سر می‌گذاریم که عمدتا متشکل از افرادی است درست مانند همان کشاورز که در محوطه‌ی خشت و گلی‌اش به آنجا رفتم، افرادی که هرگز با دولت خود تماسی نداشته‌اند، افرادی که طبق قوانین و آداب و رسوم مذهبی خودشان که برای ما بیگانه است زندگی می‌کنند، همان‌طور که ما همین‌طور هستیم. اما این کشور آن‌هاست و این‌ها قوانین و رسوم آن‌ها و اکنون آن‌ها به زندگی قبلی خود باز می‌گردند مانند پیش از رسیدن ما به آنجا و شروع به دستور دادن به آن‌ها و درخواست از آن‌ها که کارها را به روش ما انجام دهند.

اینکه آیا این بار درس می‌گیریم یا نه، محل تردید است اما آنچه تردیدی درش نیست این است که نباید بایدن را سرزنش کنیم؛ زیرا ما بودیم که مالیات پرداخت کردیم و ما بودیم که سیاستمدارانی را انتخاب کردیم که تصمیم می‌گرفتند در افغانستان بمانند و اکنون نیز این ما بودیم که سیاستمداری را انتخاب کرده‌ایم که می‌خواهد ما را از افغانستان بیرون بیاورد.

منبع: +

خروج از نسخه موبایل