در آستانه هفتادمین سالگرد تاسیس سازمان ناتو، اختلافات میان اعضای آن به ویژه در سطح رهبران بیش از گذشته نمایان شده است. از دید بسیاری از کارشناسان برآیند فعلی سازمان پیمان آتلانتیک شمالی در حوزه نظامی و تسلیحاتی، برنامه ریزی و همکاری قابل قبول به نظر می رسد، اما در سطح سیاسی وضعیت کنونی برای بسیاری از اعضا راضیکننده نیست. در حال حاضر جدیترین چالشها حول چهار کشور امریکا، آلمان، فرانسه و ترکیه دیده میشود. از یکسو امریکاست که از زمان روی کار آمدن دونالد ترامپ سایر اعضا را بهویژه در افزایش هزینههای دفاعی تحت فشار قرار داده است؛ در آن سوی آتلانتیک نیز فرانسه و آلمان حضور دارند که علاوه بر نزاعهای درونی خود در اروپا با رهبری و نقش امریکا در ناتو مواجه هستند؛ و در نهایت ترکیه که با سیاستهای منطقهای و تسلیحاتی خود نگرانیهای زیادی را برای اعضای ناتو به وجود آورده است.
مرگ مغزی ناتو؛ اختلافات میان فرانسه و آلمان
«الحاق کریمه به روسیه»، «رابطه با روسیه»، «جنگ سوریه»، «ریاست جمهوری ترامپ»، «رابطه با چین یا ایران» و غیره موضوعاتی هستند که طی چند سال گذشته تاثیرات زیادی بر مناسبات سازمان ناتو و اعضای آن داشته اند. در این بین اروپایی ها بیش از سایرین با این چالش ها درگیر بودند. آلمان و فرانسه به عنوان دو عضو تاثیرگذار در اتحادیه اروپا و همچنین با توجه به ویژگی و ظرفیت های متفاوتی که دارا هستند، همواره در خصوص مسائل راهبردی و ژئوپولیتیک با یکدیگر دچار اختلاف نظر بوده اند. اختلاف دیدگاه فرانسه و آلمان نسبت به ناتو موضوع تازه ای نیست. اساسا جایگاه و ماهیت این دو قدرت با یکدیگر متفاوت است. نقش فرانسه با توجه به توان هسته ای و جایگاه نهادی که در شورای امنیت سازمان ملل در اختیار دارد، نسبت به آلمان که توان دفاعی آن به اتحادها و نهادهای منطقه ای و بین المللی وابسته است، کاملا متمایز می باشد. فرانسه حدود چهل سال (از زمان ریاست جمهوری ژنرال دوگُل) در بخش نظامی ناتو حضور نداشت و تازه در سال ۲۰۰۹ (در دوران ریاست جمهوری سارکوزی) به رهبری نظامی این سازمان بازگشت. موضوع الحاق شبه جزیره کریمه به روسیه و رابطه با این کشور نیز از سال ۲۰۱۴ همواره در صدر اختلافات اعضای ناتو و رابطه دوگانه آلمان-فرانسه بوده است. تحریم یا بهبود روابط با روسیه و یا توسعه خط لوله نورد استریم ۲ به مرکز و اروپای غربی سایر بازیگران مانند لهستان و امریکا را نیز درگیر خود می کند. از طرف دیگر چین نیز محل اختلاف اروپاییها و امریکاست. امروز نگاه اقتصادی و امنیتی به چین بین دو سوی آتلانتیک و حتی در بین اروپاییها کاملا متفاوت است. همین اختلاف رویکردها در مسئله سوریه نیز دیده می شود. امانوئل ماکرون پس از ترک سوریه توسط نیروهای امریکایی و تهاجم ترکیه به منطقه کردنشین سوریه ابراز نگرانی شدیدی کرد و وضعیت ناتو را به «مرگ مغزی» تشبیه نمود. در مقابل آلمان این اظهارات را رادیکال خواند. آنگلا مرکل اهمیت حفظ ناتو را بیش از دوران جنگ سرد می داند. با وجود این اختلافات، آلمان و فرانسه بر سر موضوع اصلاحات در ناتو و کاهش نقش رهبری امریکا با یکدیگر تفاهم دارند.
آینده ناتو و نقش رهبری امریکا؛ سه سناریو محتمل
از زمانی که فرانسه به رهبری نظامی پیمان آتلانتیک بازگشت، موضوع رقابت و اختلاف دیدگاه آن با رهبری و نقش امریکا مطرح بود. اکنون مسئله سوریه و بازیگری ترکیه در خاورمیانه و همچنین خواسته های ترامپ در خصوص افزایش هزینه های دفاعی اروپایی ها این چالش را برجسته تر کرده است. امریکا از دوران اوباما خواستار سهم بیشتر اروپایی ها در بودجه دفاعی بود، اما این خواسته با آمدن ترامپ شفاف تر و سختگیرانه تر دنبال می شود. هر چند اروپایی ها تا رسیدن به سقف ۲% از تولید ناخالص داخلی خود فاصله زیادی دارند، اما با همکاری بیشتر در بخش تسلیحاتی، نظامی و زیرساختی تلاش می کنند از زیر فشارهای ترامپ و امریکا خلاص شوند. این مسئله در خصوص آلمان که بیش از سایرین از سوی ترامپ مورد سرزنش قرار گرفت، جدی تر دیده می شود. با این حال اروپایی ها خواستار اصلاحات اساسی و کاهش نقش امریکا در رهبری ناتو نیز هستند.
اگر اختلاف فرانسه و امریکا را نادیده بگیریم، اصلاحات را می توان در سه سناریو پیش بینی کرد:
۱) ادامه روند کنونی و تلاش برای اقناع امریکا؛ در این سناریو اعضاء با افزایش بودجه دفاعی و همکاری نزدیک تر سعی می کنند از فشارهای امریکا بکاهند. اما همچنان چالش های سیاسی بین آنها باقی می ماند.
۲) فروپاشی ناتو و انتقال همکاری های دفاعی و امنیتی فراآتلانتیکی به سایر اتحادها و چارچوب های موجود؛ این سناریو که بدترین سناریو ممکن است به فروپاشی پیمان ناتو می انجامد. همکاری امریکا با کشورهای بلوک شرق افزایش می یابد. اروپای مرکزی و غربی نیز سعی می کنند از توان بازدارنده فرانسه و بریتانیا بهره گیرند و راهبرد امنیتی و دفاعی خود را در قالب اتحادیه اروپا گسترش دهند.
۳) کاهش نقش رهبری امریکا و اروپایی کردن ناتو؛ در این سناریو سه قدرت بزرگ اروپایی سهم خود را در همه زمینه ها توسعه می دهند و امریکا به تدریج از رهبری یکجانبه عقب نشینی می کند. اما اروپایی ها باید توجه داشته باشند که در صورت کاهش تعهدات امریکا، تمام هزینه ها و تبعات خطرهای موجود بر عهده آنها خواهد بود.
با توجه به روندهایی که مشاهده می شود و اختلافهایی که بین اروپایی ها وجود دارد، و همچنین توان ناکافی آنها در حوزه های دفاعی و امنیتی، تا آینده معلوم سناریو اول بیش از بقیه قابل پیش بینی است.
سایر عوامل واگرایی در پیمان آتلانتیک شمالی
در حال حاضر چالش های ناتو به روسیه و یا سایر عوامل بیرونی مربوط نمی شوند. اعضای ناتو به ویژه اروپایی ها از مشکلات درونی زیادی رنج می برند. با افزایش مشکلات، نگاه افکار عمومی به ناتو نیز تغییر می کند. در دورانی که کشورها با تضعیف نظام اجتماعی و رفاه دست و پنجه نرم می کنند، افزایش بودجه های دفاعی کلان مخصوصا در نظام های پارلمانی مانند آلمان کار دشواری به نظر می رسد. حتی نگاه افکار عمومی و رهبری در ناتو به تهدیدات آن متفاوت است. تهدید ناتو از روسیه به چین و شرق آسیا منتقل شده است. در این مورد اروپایی ها و امریکایی ها دارای تضاد منافع گسترده ای هستند. از سوی دیگر با کاهش تعهدات امریکا و غلبه قدرت نظامی چین در شرق آسیا ممکن است منافع اقتصادی و امنیتی اروپا تا حد زیادی به خطر اندازد. همچنین نزدیکی ترکیه به روسیه و اقدامات نامتعارف آن از جمله خرید سامانه اس-۴۰۰ و تهاجم به همسایگان خود می تواند از منظر سیاسی ارزش های ناتو را زیر سوال برد و این نهاد را دچار بحران مشروعیت کند. یکی از نگرانی هایی که عمدتا در این زمینه وجود دارد، نادیده گرفتن بند پنجم پیمان آتلانتیک شمالی است. در صورت افزایش اختلافات سیاسی میان کشورها ممکن است مهمترین اصل ناتو که دفاع از اعضای خود است، کمرنگ شود.
با این حال باید دید در اجلاس لندن که بر خلاف سال های گذشته با فشردگی کمتری برگزار می شود، رهبران ناتو تا چه اندازه این چالش ها را به بحث می گذارند و چه پیشنهاداتی ارائه می شود.
