نماد سایت سیاست و فرهنگ

عادی‌سازی روابط امارات و اسرائیل

زمان مطالعه 12 دقیقه

ابوظبی، تل‌آویو و واشنگتن در شامگاه پنجشنبه ۲۳ مردادماه با انتشار یک بیانیه مشترک سه‌جانبه، از عادی‌سازی روابط میان امارات و رژیم صهیونیستی خبر دادند، خبری که از همان ابتدا با واکنش‌های منفی بسیاری از کشورها و جنبش‌های منطقه روبه‌رو شد. در طول چند سال گذشته و به‌ویژه با روی کار آمدن ترامپ بارها موضوع رابطه غیرعلنی کشورهای عرب حاشیه خلیج‌فارس با رژیم صهیونیستی مطرح می‌شد، اما این کشورها عموماً این موضوع را کتمان می‌کردند، اما در ماه مبارک رمضان گذشته بود که رسانه‌ها از توافق رژیم صهیونیستی و امارات برای برقراری رابطه خبر دادند، خبری که بدون واکنش منفی مقامات اماراتی پیگیری شد. اماراتی‌ها ادعا می‌کنند موضوع تعیین‌کننده در اعلام عادی‌سازی رابطه با اسرائیل، غیر از وادار کردن بنیامین نتانیاهو به توقف الحاق ۳۰ درصد از اراضی فلسطینی کرانه باختری رود اردن به خاک رژیم صهیونیستی، دریافت جنگنده‌های فوق پیشرفته‌ی اف-۳۵ اس و تسلیحات پیشرفته دیگر آمریکایی است. امارات بعد از مصر (۱۹۷۹) و اردن (۱۹۹۴) سومین کشور عرب و اولین کشور منطقه خلیج‌فارس است که با رژیم صهیونیستی روابط دیپلماتیک برقرار می‌کند؛ هرچند که روابط غیرعلنی سال‌ها در جریان بوده است. در این یادداشت سعی بر آن است تا ابعاد، دلایل و پیامدهای این رویکرد سازشکارانه و همچنین چالش‌ها و فرصت‌های احتمالی آن بررسی شود.

واکنش‌های جهانی به این توافق

اعلام توافق میان رژیم صهیونیستی و امارات متحده عربی برای عادی‌سازی روابط دوجانبه و برقراری ارتباط متعارف دیپلماتیک، با واکنش‌های منفی و مثبت بسیاری از کشورها و نهادهای بین‌المللی روبرو شده است. دبیر کل سازمان ملل ضمن استقبال از توافق امارات و رژیم صهیونیستی برای عادی‌سازی کامل روابط دوجانبه، ابراز امیدواری کرده که این توافق راه برقراری صلح در منطقه از طریق ایجاد دو کشور اسرائیلی و فلسطینی را هموار سازد. اتحادیه اروپا و مهم‌ترین کشورهای عضو اتحادیه، ازجمله فرانسه و آلمان نیز از برقراری روابط دیپلماتیک میان اسرائیل و امارات استقبال کرده و آن را گامی مهم در مسیر برقراری صلح در منطقه ارزیابی کرده‌اند. سخنگوی کمیسیون اتحادیه اروپا تأکید کرده که اسرائیل و امارات هر دو از عادی‌سازی روابط دیپلماتیک بهره می‌برند و این اقدام می‌تواند به تحکیم ثبات در منطقه خاورمیانه کمک کند. برخی کشورهای منطقه نیز ازجمله مصر، بحرین و عمان از عادی‌سازی روابط میان رژیم صهیونیستی و امارات استقبال کرده‌اند. بحرین که متحد نزدیک عربستان سعودی است بدون اینکه مستقیم به عادی‌سازی روابط با اسرائیل اشاره کند، از تصمیم امارات متحده استقبال و از تلاش آمریکا برای این توافق قدردانی کرد.

در طرف مقابل کشورها و سازمان‌های مختلفی این توافق را به‌شدت محکوم کردند؛ حازم قاسم سخنگوی حماس که کنترل نوار غزه را در اختیار دارد این توافق را نه در خدمت آرمان فلسطین بلکه «پاداش اشغال و جنایات اسرائیل» خوانده است. اردن کشوری که با کرانه‌ی باختری هم‌مرز است و با اسرائیل روابط رسمی دارد مدعی است که «نتیجه این توافق به رفتار اسرائیل بخصوص به پایندی‌اش به راه‌حل دو دولت بستگی دارد». ترکیه نیز به صف مخالفان توافق رژیم صهیونیستی و امارات پیوسته است. رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهوری ترکیه تهدید کرد که در صورت برقراری روابط دیپلماتیک میان تل‌آویو و ابوظبی روابط دیپلماتیک با امارات را به حال تعلیق درمی‌آورد. جمهوری اسلامی ایران نیز تصمیم امارات برای برقراری رابطه رسمی با اسرائیل را ننگین و خطرناک خواند و با هشدار به اسرائیل درباره «هرگونه دخالت» در خلیج‌فارس، دولت امارات و دیگر دولت‌های همراه را مسئول تمامی عواقب این تصمیم دانست. سید حسن نصرالله دبیر کل حزب‌الله لبنان ضمن محکوم کردن این توافق، حکام عرب را نوکر آمریکا خواند که به دنبال خدمت به رئیس‌جمهور امریکا هستند تا وی در انتخابات برنده شود.

مفاد قرارداد صلح

این توافقات در زمینه سرمایه‌گذاری، توریسم، پروازهای مستقیم بین دو کشور، مسائل امنیتی، ارتباطات، فنّاوری، انرژی، بهداشت، فرهنگ، محیط‌زیست و ایجاد سفارتخانه‌ خواهد بود. البته این توافقات بندهای محرمانه‌ای نیز داشت که افسر اطلاعاتی امارات آن را توییت کرده و نوشته است: اسرائیل به نظارت بر تمام حساب‌های افراد، شرکت‌ها، مؤسسات خصوصی فعال در داخل کشور و نظارت بر تمامی حواله‌های بانکی می‌پردازد. تمامی بندرهای دریایی و پایگاه‌های هوایی تحت نظارت دائم اسرائیل خواهند بود. همچنین اسرائیل بر تمام شبکه‌های ارتباطی و شبکه‌های مجازی و اسامی افراد و تابعیت‌های کارمندان در رسانه‌ها، روزنامه‌ها و شبکه‌های تلویزیونی دولت نظارت خواهد داشت. تل‌آویو از اطلاعات تمامی دیپلمات‌ها، نظامیان، کارمندان مدنی و کارمندان سفارت‌خانه‌های امارات در خارج اطلاع خواهد یافت. همچنین از حساب‌های بانکی آن‌ها و محل زندگی‌شان در کشورهایی که مقیم آن‌ها هستند، مطلع خواهد شد. او در این حساب کاربری می‌افزاید، امارات تمام حجم سلاح‌ها، منابع آن، صنایع و سال‌های امحا و رهایی از آن‌ها، محل‌های ذخیره‌سازی آن‌ها و اسامی محافظان آن‌ها را در اختیار اسرائیل می‌گذارد. او همچنین از نشست‌های هماهنگی اطلاعاتی اسرائیل و هند در امارات به‌طور دوره‌ای که با اطلاع سازمان امنیتی امارات انجام می‌شوند، پرده برداشت.

پیشینه روابط

بررسی‌ها نشان می‌دهد، مناسبات مخفیانه میان ابوظبی و تل‌آویو از 15 سال قبل به‌صورت گسترده ادامه داشته است. روابطی که از سال ۱۹۹۵ و با هدایت سفیر وقتِ مصر بسیونی در فلسطین اشغالی و در منزلش در هرتزیلیا انجام شد. موضوع جلسه ضرورت پیشرفت در روابط تل‌آویو با حکومت‌های خلیج‌فارس و استفاده از فنّاوری صهیونیست‌ها و سرمایه‌گذاری اعراب حوزه خلیج‌فارس بود. تمامی روابط آشکار و پنهانی عربی- عبری بعدازآن با هدایت عربستان و وساطت مصری بود. این موضوع باعث شد که عبدالفتاح سیسی، رئیس‌جمهوری مصر اولین حاکم عربی باشد که توافق امارات با اسرائیل را تبریک بگوید و نتانیاهو اعلام کند که کشورهای عربی و اسلامی دیگری به این توافق ملحق خواهند شد. متای کوخاوی بازرگان اسرائیلی در جریان سخنرانی خود در سنگاپور تأکید کرد که شرکت وی به نام لوجیک، تجهیزات امنیتی برای تأمین مناطق مرزی و چاه‌های نفت و همچنین مشاوره‌های امنیتی به مقامات اماراتی داده است. همچنین ژنرال‌های اسرائیلی خدمات نظامی و امنیتی در ارتش و سرویس‌های اطلاعاتی و جاسوسی به ابوظبی ارائه کرده‌اند. وی همچنین می‌افزاید که ده‌ها نفر از افسران ارشد اسرائیلی از طریق قبرس به ابوظبی پایتخت امارات سفرکرده و در ویلاهای مرفه در یکی از مناطق پایتخت مستقر شده و به مدت یک یا دو هفته فعالیت‌های امنیتی خود را در این کشور دنبال کردند.

مرکز مطالعاتی باحث (مرکز مطالعات استراتژیک فلسطین) تأکید می‌کند که همکاری‌های دوجانبه امارات و اسرائیل شامل حمایت از خلیفه حفتر ژنرال شورشی لیبی نیز می‌شود و وی با ابوظبی و رژیم صهیونیستی در ارتباط بوده است. همچنین نشست برگزارشده در کاخ سفید در 17 دسامبر سال گذشته که در آن موضوع توافق عدم تجاوز بین امارات و رژیم صهیونیستی بررسی شد، یکی از تلاش‌های مهم دولت ترامپ در این زمینه بود. بعدازاین نشست بود که عبدالله بن زائد وزیر خارجه امارات در 21 دسامبر 2019 مدعی شد که اصلاح اسلام تنها با ایجاد ائتلاف عربی- صهیونیستی در خاورمیانه ممکن خواهد بود. این اظهارات باعث شادمانی بنیامین نتانیاهو شد. عومری نحمیاس نویسنده یهودی با اشاره به اینکه ابوظبی و تل‌آویو فعالیت مشترکی را برای قانع کردن واشنگتن به خروج از توافق هسته‌ای با ایران در دستورکار خود قرار داده بودند، تأکید کرد که اسناد موجود نشان می‌دهد امارات اقدام به جاسوسی ضد امرای قطر و متعب بن عبدالله شاهزاده سعودی کرده و این فعالیت‌ها را از طریق تجهیزات شنود و ره‌گیری ویژه شرکت اسرائیلی NSO انجام داده است. حاکمیت امارات همچنین فعالیت‌های جاسوسی گسترده‌ای را از طریق تجهیزات اسرائیلی ضد مخالفان خود و رقبای سیاسی و روزنامه‌نگاران به کار گرفته است.

نشست ورشو که در 14 فوریه 2019 با تلاش آمریکا و رژیم صهیونیستی در قانع کردن کشورهای اروپایی به خروج از برجام و افزایش تحریم‌ها ضد ایران برگزارشده بود، باوجوداینکه هیچ‌یک از اهداف نشست محقق نشد، اما تنها دستاوردی که نشست مذکور داشت این بود که در مراسم ضیافت شامی که در افتتاحیه این نشست برگزار شد، وزرای خارجه امارات متحده عربی و عربستان و بحرین در کنار بنیامین نتانیاهو حضور داشتند. در این نشست وزیر خارجه امارات از حق رژیم صهیونیستی برای موشک‌باران اهداف مختلف در داخل سوریه! سخن گفت و مایک پنس معاون وقت ترامپ این ضیافت را جشنواره عشق و مرحله‌ای جدید توصیف کرد. در ادامه نتانیاهو با وزیر خارجه عمان دست داد و با وزیر خارجه دولت مستعفی یمن نیز خوش‌وبش کرد. روزنامه صهیونیستی هاآرتص در همین رابطه گزارش داد که عربستان و امارات با رژیم صهیونیستی بسیاری از اطلاعات جاسوسی در خصوص خطرات امنیتی موهوم از طرف ایران را با یکدیگر تبادل می‌کنند.

مرکز مطالعاتی باحث (مرکز مطالعات استراتژیک فلسطین) تأکید می‌کند که همکاری‌های دوجانبه امارات و اسرائیل شامل حمایت از خلیفه حفتر ژنرال شورشی لیبی نیز می‌شود.

روزنامه‌های عبری زبان همچنین تأکید دارند که صنایع نظامی اسرائیل و شرکت تسلیحاتی البیت ارتباط قوی با ابوظبی دارند. بخشی از این فنّاوری شامل نرم‌افزارهای شنود شرکت صهیونیستی «ان. اس. او» به نام بگاسوس است که اجازه شنود تلفن‌های شخصی مخالفان دولت و دستیابی به اطلاعات آن‌ها را می‌دهد. مناسبات روزافزون بین تل‌آویو و ابوظبی غالباً در ابعاد امنیتی و اطلاعاتی و معامله‌های تسلیحاتی بوده و مذاکرات آن‌ها پشت درهای بسته صورت می‌گیرد و در شرایط کنونی امکان علنی کردن این مذاکرات بعید به نظر می‌رسد، البته به اذعان روزنامه‌های صهیونیستی، کشورهای مذکور این آمادگی را دارند که در قبال چیزهایی که از اسرائیل به دست می‌آورند و اطلاعات امنیتی و قراردادهای تسلیحاتی که از تل‌آویو می‌گیرند، موضوع فلسطین را نادیده بگیرند. آن‌ها به اسرائیل چراغ سبز نشان داده‌اند که در قبال پرونده فلسطین هر کاری که می‌خواهد انجام دهد. نمونه بارز آن ترور محمود المبحوح از رهبران جنبش حماس است، گرچه امارات متحده عربی مدعی شد که در زمینه ترور محمود المبحوح در هتلی در دبی تحقیقاتی انجام داده، اما سرنخ‌هایی از دست داشتن امارات در این عملیات به چشم می‌خورد. در این زمینه ویژه نقش ضاحی خلفان رئیس پلیس سابق دبی مشهود است که به جاسوسان موساد اجازه ورود به دبی از طریق اروپا را طی روزهای 18 و 19 ژانویه 2010 داده بود؛ بنابراین آنچه امروز علنی شد بیشتر «رسمیت بخشیدن» به ارتباطات دیپلماتیک و امنیتی بود که بر کسی پوشیده نبود.

دلایل و پیامدهای ژئواستراتژیک این توافق

امارات در یکی از حساس‌ترین نقاط ژئواستراتژیک جهان واقع است. موقعیت جغرافیایی راهبردی این کشور ازجمله نزدیکی به تنگه استراتژیک هرمز، اشراف آن بر جزایر سه‌گانه تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی، استفاده از موقعیت ساحلی خلیج‌فارس برای گسترش فعالیت‌های انبارداری و بازرگانی، توسعه صنعت گردشگری، برخورداری از تسهیلات بندری ویژه مانند دبی، ابوظبی، جبل علی و رونق اقتصادی و تجاری این بنادر که مسیر رفت‌وآمد منظمی را برای شناورهای تجاری و ناوهای جنگی کشورهای مختلف ایجاد کرده است، اهمیت راهبردی این کشور را برای منطقه و به‌ویژه برای جمهوری اسلامی ایران بیش‌ازپیش نمایان می‌سازد. همچنین واقع‌شدن فجیره و خورفکان در سواحل دریای عمان و وجود بزرگراه ارتباطی بین آن‌ها با سرزمین امارات و خلیج‌فارس بدون گذر از تنگه هرمز از دیگر جنبه‌های اهمیت راهبردی امارات به‌حساب می‌آید. از طرفی امارات از یک سال گذشته موضع خوبی در روابطش با ایران گرفته بود و ابتکارهای سازنده‌ای را در این رابطه دنبال می‌کرد. این ابتکارها و پاسخ مثبت ایران روابط دو کشور را از وضع بد قبلی دور کرده و به‌سوی تحولات بهتری می‌برد. بنا به اظهارات رئیس اتاق بازرگانی مشترک ایران و امارات: «امارات تنها کشوری بود که در این مدت با توجه به تمام مشکلات اقتصادی و محدودیت‌های کرونایی، صادرات ایران به آن افزایش یافت. در چهار ماه اول امسال ۱۶ درصد افزایش صادرات به امارات را تجربه کردیم». امارات در سال‌های اخیر به مهم‌ترین پایگاه صادرات و واردات مجدد کالا در منطقه تبدیل‌شده و بازرگانان ایرانی نیز از این امکان برای صدور کالا به کشورهای دیگر استفاده می‌کنند. افزون بر این، امارات متحده عربی در حال حاضر از مهم‌ترین کانون‌های تبادل مالی ایران به شمار می‌رود که با توجه به تشدید تحریم‌های بانکی و مالی جمهوری اسلامی، چشم‌پوشی از آن ساده نیست؛ اما به دلیل حساسیت ایران به علنی شدن و رسمیت یافتن این توافق و تأثیر آن بر امنیت ملی، به‌شدت با آن مخالفت کرد. بر این اساس توافق فوق نه‌تنها رژیم صهیونیستی را وارد بازار پرسودی چون امارات می‌کند، بلکه‌ دسترسی آن را به خلیج‌فارس‌ هموار می‌کند و این موضوع بیش از قراردادهای تجاری امارات و رژیم صهیونیستی، جمهوری اسلامی ایران را نگران می‌کند.

البته یکی از مهم‌ترین دلایل این توافق، منافع مادی و وابستگی‌های یک‌جانبه‌ی اماراتی‌ها به رژیم صهیونیستی است. زیرساخت‌های امنیتی امارات به قیمت شش میلیارد دلار با همکاری مهندسان اسرائیلی بنیان نهاده شده است. همچنین شرکت‌های دیگری در امارات و کشورهای خلیج‌فارس در زمینه شیرین‌سازی آب و پدافند سایبری و پدافند زیرساخت‌ها و جمع‌آوری اطلاعات تحت عناوین خارجی (غیر اسرائیلی) مشغول فعالیت هستند که برای آن‌ها هزینه‌های هنگفت مالی دارد و اینجاست که مصلحت در آن است تا روابط رژیم صهیونیستی و امارات آشکار و رسمی شود؛ زیرا کشوری که زیرساخت‌ها و ارتباطات و امنیتش را مرهون کشوری دیگر قرار دهد، راه گریزی نخواهد داشت. نمونه‌های بسیار کوچک‌تری از روابط عربی-عبری نظیر مصر، اردن و فلسطین با رژیم صهیونیستی وجود دارند که دستان طرف عربی را کاملاً بسته و اجازه هیچ حرکتی را نمی‌دهد.

امارات تنها کشوری بود که در این مدت با توجه به تمام مشکلات اقتصادی و محدودیت‌های کرونایی، وارداتش را از ایران افزایش داد.

دلیل دیگر اینکه آمریکا به‌عنوان بزرگ‌ترین کشور استعمارگر و نگهبان رژیم صهیونیستی بعد از حرکت به سمت مشرق زمین، این رژیم را باید برای برتری و هژمونی بر کشورهای عربی و مسلمانان تأمین کند و بیشتر از آن باید حکومت‌های عربی را از طریق در دست گرفتن زیرساخت‌های امنیتی توسط شرکت‌های صهیونیستی تحت تصرف آن رژیم قرار دهند. این همان کار استراتژیکی است که امروزه ایالات‌متحده و از خلال امضای توافقات عبری – عربی انجام می‌دهد. از طرفی رقیب ترامپ «بایدن» خواستار برگشت به توافق هسته‌ای و فشار به عربستان به خاطر قتل خاشقجی است. اماراتی‌ها سعی می‌کنند قبل از انتخابات امریکا متحد راهبردی برای خود دست‌وپا کنند. البته ماجرا فقط به امارات محصور نمی‌شده و دیگر کشورهای عرب حوزه خلیج‌فارس نیز روابط پشت پرده متنوعی با رژیم صهیونیستی داشته و دارند.

October 2019. Photograph: Office of the Supreme Leader/Handout/EPA

بسیاری از تحلیل‌گران معتقدند؛ این توافق درواقع اتحاد بین رژیم صهیونیستی و امارات با محوریت آمریکا علیه ایران است، چون ایران خطری استراتژیک برای موجودیت رژیم صهیونیستی و مانع تحقق نقشه استعمارگرانه آمریکا در منطقه است. رژیم صهیونیستی در حال حاضر دشمن اصلی ایران به شمار می‌رود. بسیاری از عملیات سال‌های اخیر علیه ایران و منافع و امنیت ایران توسط این رژیم اجرا شده است. ترور دانشمندان هسته‌ای، خرابکاری در تأسیسات هسته‌ای و مواردی از این قبیل. صهیونیست‌ها تلاش می‌کند از همه سو به ایران حمله‌ور شود. نتانیاهو و مقامات این رژیم به‌صراحت از این سیاست دفاع می‌کنند و حتی به‌وضوح سیاست تغییر رژیم در ایران را تبلیغ می‌کنند. این مسئله طبق نظر واقع‌گرایان نیز قابل توجیه است که می‌گویند؛ دولتهایی که با تهدید یا تهدیدهاي مشترك مواجه هستند، برای ایجاد موازنه قوا در مقابل منبع تهدید مشترک متحد می گردند. از این منظر بعضی باور کرده‌اند که تهدید مشترک ایران نسبت به دولت‌های حاشیه خلیج‌فارس و رژیم صهیونیستی باعث ایجاد اتحادی استراتژیک بین اعراب و صهیونیست‌ها در برابر ایران خواهد شد؛ اما دکترین پیرامونی بن گورین آن‌ها نقض می‌کند. این دکترین که بر اساس درک واقعی از وضعیت جغرافیای سیاسی منطقه تنظیم شده است، هدفش ایجاد نوعی موازنه در برابر تهدید جغرافیای سیاسی عربی علیه امنیت ملی فلسطین اشغالی است. بر این اساس، رژیم صهیونیستی همواره در تلاش خواهد بود تا در برابر کشورهای عربی (به‌عنوان یک کل جغرافیایی تهدیدآمیز) به دنبال ایجاد نوعی موازنه در جهت جلوگیری از پیدایش قدرت برتر عربی باشد؛ زیرا اسرائیل خوب می‌داند که ملت عرب مسلمان همانند حکامشان فکر نمی‌کنند. به‌عنوان‌مثال بیش از چهل سال از توافق صلح میان مصر و رژیم صهیونیستی می‌گذرد اما تا به امروز حتی یک یهودی جرئت نمی‌کند در خیابان‌های قاهره قدم بزند و بگوید که اسرائیلی است. کوتاه‌سخن آنکه بنا بر تئوری موازنه تهدید و دکترین بن گورین احتمال «اتحاد استراتژیک عربی-صهیونیستی» به‌طور طبیعی بسیار ناچیز است. بر این اساس توقف الحاق کرانه باختری که اماراتی‌ها به‌عنوان امتیاز این توافق ذکر می‌کردند، نیز ترفندی بیش نیست.

اما از منظری دیگر می‌توان این توافق را به نفع جمهوری اسلامی ایران توصیف کرد. ایران هم مثل برخی کشورهای منطقه، به‌خوبی از جریان روابط این کشور (و حتی سایر کشورهای عرب حاشیه خلیج‌فارس) با رژیم صهیونیستی مطلع بود. موضع منفی جمهوری اسلامی ایران نسبت به این ماجرا نشانه غافلگیری یا شوکه شدن نیست بلکه عواقب آن‌ها به امارات هشدار داد. با اعلام رسمی این توافق دست اعراب رو شده و دیگر نیاز نیست ایران داد بزند که «این‌ها دستشان با رژیم صهیونیستی در یک‌کاسه است». از سوی دیگر دوست و دشمن کم‌کم بیشتر مشخص می‌شوند. حتی بحث اینکه ممکن است عرب‌های حوزه خلیج‌فارس پای رژیم صهیونیستی را به منطقه باز کنند یا نه هم بحث رسانه‌ای بیش نیست، چون پای رژیم صهیونیستی سال‌هاست به این منطقه بازشده و هم در عملیات ائتلاف سعودی علیه مردم یمن مشارکت دارند هم اینکه در عملیات جاسوسی علیه ایران. همچنین باید توجه داشت هر جا که آمریکایی‌ها حضور دارند یعنی اسراییلی‌ها نیز حضور دارند و شاید برخی هنوز به یاد داشته باشند زمانی که در کردستان عراق بحث جدایی مطرح شد پرچم رژیم صهیونیستی در این منطقه برافراشته شد. نکته اصلی در این ماجرا این است که این‌یک فرصت خوب برای ایران است که بتواند رهبری خود بر جهان اسلام و عرب‌های خواهان مبارزه با رژیم صهیونیستی تثبیت کند و ما مشاهده می‌کنیم که آقای اردوغان در ترکیه بلافاصله متوجه این ماجرا شده و برای رهبری این جبهه خیز برداشته است.

فرجام سخن

ارتباطات گذشته امارات با رژیم صهیونیستی هرچند به‌طور مخفیانه انجام می‌شد، اما برای دولت‌ها و افکار عمومی منطقه، کاملاً آشکار و هویدا بود. نمونه‌هایی از همکاری‌های دو طرف در زمینه‌های ورزشی، بهداشتی و اقتصادی قبلاً جلوه خبری نیز پیداکرده بود. کشورهای عمان، بحرین و قطر هم پیش‌ازاین در سطوح اقتصادی و اجتماعی و حتی سیاسی، تلویحاً در رابطه با اسرائیل بوده‌اند؛ بنابراین روی کاغذ آوردن این‌گونه روابط، نه معنای صلح تمام‌عیار بین اعراب و رژیم صهیونیستی را می‌دهد و نه نشانه‌ای از تحولی چشمگیر و استراتژیک در منطقه است؛ اما به نظر می‌رسد رسمیت بخشیدن به این توافق و علنی کردن آن، اهداف و پیامدهایی برای طرفین و منطقه به دنبال خواهد داشت.

به‌طور حتم یک هدف بسیار مهم و راهبردی در توافق میان تل‌آویو و ابوظبی مربوط به عملیاتی شدن کامل پروژه عادی‌سازی و به فراموشی سپردن مسئله فلسطین است که به‌عنوان علت اصلی اختلافات اعراب و رژیم صهیونیستی به‌عنوان یکی از بنیان‌های استراتژی منطقه‌ای کاخ سفید در منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا از دهه‌های گذشته تابه‌حال بوده است. این پروژه در دوران ترامپ و تقویت لابی صهیونیستی در دستگاه حاکمیتی آمریکا به‌صورت جدی و با فشار بی‌سابقه بر کشورهای عربی برای همراهی با طرح معامله قرن در دستور کار قرار گرفت. ناکامی در عملیاتی کردن معامله قرن نیز حتی واشنگتن را از پیشبرد عادی‌سازی منصرف نکرده و امارات و عربستان و بحرین با اقدامات مختلف طی دو سال اخیر آماده‌سازی اذهان عمومی برای آشکارسازی روابط با صهیونیست‌ها را در دستور کار قرار دادند. در این میان نباید از یاد برد که تحولات ژئوپلیتیکی نیز در سوق دادن حکام امارات به‌سوی تسریع روند عادی‌سازی بی‌تأثیر نبوده‌اند. دیدگاه‌های مشترک در مورد برخی از پرونده‌های منطقه‌ای همچون موضوع جنگ یمن و مقابله با اخوان‌المسلمین و به‌ویژه جاه‌طلبی‌های ترکیه در مدیترانه و لیبی، همکاری‌های اطلاعاتی و امنیتی برای مقابله با ایران و گروه‌های مقاومت به دلیل شکست‌های پی‌درپی طرح‌های ضد ایرانی آمریکا و رژیم صهیونیستی برای جلوگیری از گسترش قدرت سیاسی و بین‌المللی ایران در منطقه، همکاری‌های امنیتی برای برخورد با جنبش‌های تحول طلب و دموکراسی خواه در داخل و خارج، تلاش برای خروج رژیم صهیونیستی از انزوای سیاسی و ژئوپلیتیکی ازجمله این تحولات هستند.

به نظر می‌رسد در مجموع محدود کردن قلمرو ایران در زمینه جغرافیای سیاسی فصل مشترک انگیزه‌های بازیگران مختلف از تقابل با پرچم‌دار محور مقاومت است و در این میان غرب نیز به‌دنبال آن است که با حمایت از ائتلاف ضد سوری و ضد ایرانی و با حمایت‌های مالی از معترضان در سوریه، از نفوذ ایران در منطقه جلوگیری کند. بدون شک منزوی‌کردن و مهار جمهوری اسلامی در منطقه که در چهار دهه گذشته نابودی رژیم صهیونیستی را از اهداف و شعارهای اصلی خود اعلام می‌کند، از آرزوهای دیرینه امریکا و این رژیم است.

درمجموع گسترش نفوذ و قدرت سیاسی و منطقه‌ای ایران باعث شد تا در کنار فرصت‌هایی که این تحولات برای کشورمان به‌دنبال داشت، تهدیداتی نیز برای محیط امنیتی آن به وجود آید که باید با هوشیاری و استفاده از ظرفیت‌های موجود در منطقه ازجمله گروه‌های فلسطینی و اتحاد همه جریان‌ها، نیرو‌های نظامی و مردمی در داخل و با بهره‌گیری از بیانات و رهنمود‌های مدبرانه رهبر معظم انقلاب که بر ضرورت هوشیاری در مقابل توطئه‌های دشمنان و آمادگی برای پاسخگویی به آن تأکید می‌کنند، این تهدیدات را به عقب رانده یا به فرصت تبدیل نمود.

خروج از نسخه موبایل